✅ جمع بندی نکات نکره و معرفه در #نظام جدید:
💠💠💠💠
🔴 نکره : اسمی است که به فرد یا شی ء نامشخص دلالت می کند.
مانند :
رأیت تلمیذاً : دانش آموزی را دیدم .
🔴معرفه : اسمی است که به فرد یا شی ء معلوم دلالت می کند .
مانند :
جاءَ عِلیٌّ : علی آمد
☑️💥 نکته : اسم نکره غالباً به یکی از سه صورت ترجمه می شود :
یک ⇦ کتاباً : یک کتاب
ی ⇦ کتاباً : کتابی
هر دو ⇦ کتاباً : یک کتابی
🔹🌱دقت ۱ : بحث معرفه و نکره مربوط به اسم هاست و نباید کلمات دیگر را در این زمینه وارد کنیم . البته مراقب مصدرها باشید چون همه مصدرها، اسم محسوب می شوند .
🔹🌱دقت 2 : اسم هایی که تنوین دارند ، اگر اسم عَلَم نباشند ، حتماً نکره اند .
🔹🌱دقت 3 : اسامی استفهام مانند ( مَن : چه کسی؟ ، ما : چیست ؟ ، مَتی : کی ؟ و .... ) و اسامی شرط مانند ( مَن ، ما ، اِذا و ... ) همگی نکره محسوب می شوند .
🔹🌱دقت 4 : اگر بعد از یک اسم ال دار ، موصول خاص بیاید و معنی #که بدهد ، آن اسم ال دار را شبیه نکره ها ترجمه می کنیم .
مانند :
رأیتُ المعلّم الذی یدرسُ اللغة العربیّة : معلمی را که زبان عربی تدریس می کرد ، دیدم .
🔹🌱دقت 5 : اگر در جمله ، اسم نکره بیاید و در جمله بعدی ، همان اسم با ال بیاید در ترجمه می توان ، کلمات « آن » یا « این » را برای اسم ال دار به کار برد :
رأیتُ افراساً . کانَتِ الافراسُ جَنبَ صاحِبِها : اسب هایی را دیدم . #آن اسب ها کنار صاحبشان بودند .
🔹🌱دقت 6 : ترجمه خبر وقتی #اسم نکره نباشد ؛
👈الف ) اگر خبرِ نکره ، صفت نداشته باشد ، خبر به شکل معرفه ترجمه می شود :
هُوَ تِلمیذٌ : او دانش آموز است / العلمُ کَنزٌ : دانش ، گنج است .
👈ب ) اگر خبرِ نکره ، صفت داشته باشد ، در ترجمه ، یا خبر به صورت نکره ترجمه می شود و یا صفتِ آن :
هٰذا کتابٌ مُفیدٌ : این ، کتاب مفیدی است / این ، کتابی مفید است .
👈ج ) اگر بعد از خبرِ نکره ، فعل بیاید ، خبر به شکلِ نکره ترجمه می شود :
شَجَرةُ النّفطِ شَجَرَةٌ یَستَخدِمُها المُزارِعونَ : درخت نفت ، درختی است که کشاورزان آن را به کار می گیرند .
👈د ) اگر خبرِ نکره ، همراه حرف جرّ « مِنْ » باشد و اسم تفضیل هم نباشد ، خبر به شکلِ نکره ترجمه می شود :
هُوَ طالِبٌ مِن طُلّابِ هذِهِ المَدرَسةِ : او دانش آموزی از دانش آموزانِ این مدرسه است .
➖➖➖➖
✅ 🌼معرفه :
1) اسم عَلَم ( خاص):
اسمی است که بر نام یک شخص یا یک چیز یا یک مکان شخص دلالت می کند.
مانند: کریم ، مکّه ، عراق
🔸🌹دقت 1 : به صورت قراردادی نام همه اشخاص را اسم عَلَم به حساب می آوریم هرچند آن شخص را نشناسیم .
🔸🌹دقت 2 : اگر یک اسم عَلَم به همراه یای نسبت #( ـِیّ ) به کار رود ، دیگر اسم عَلَم محسوب نمی شود . پس اسم هایی مانند « ایرانِیّ ، اصفَهانِیّ و .... » اسم عَلَم نیستند .
🔸🌹دقت 3 : گاهی اسم هایی هستند که اسم عَلم به نظر می رسند ولی اگر به معنای جمله دقت کنیم ، می فهمیم که یک اسم عادی هستند . مخصوصاً در مورد اسامی که در فارسی اسم اشخاص هستند ، باید بیشتر دقت کنیم چرا که می توانند صفت واقع شوند و عَلَم بودن را از دست بدهند .
عَلَینا اَن نُحاوِلَ لِإیجادِ مُجتَمعٍ سَعیدٍ : ما باید برای ایجاد جامعه ای #خوشبخت تلاش کنیم .
🔸🌹دقت 4 : در مورد خداوند تنها لفظ #اللّه ( که گاهی هم به صورت اللّهمّ می آید ) ، اسم عَلَم است و بقیه صفات خداوند را اسم عَلَم به حساب نمی آوریم . پس کلماتی مانند « رحمان ، رحیم ، اِلٰه ، رَبّ و .. » در مورد خداوند اسم علم نیستند .
🔸🌹دقت 5 : تنوین در اسم های عَلَم به منزله نشانه نکره بودن نیست و اگر اسم عَلَم تنوین داشته باشد ، بازهم معرفه است .
مانند : جاءَ عَلیٌّ ( معرفه به عَلَم )
2) معرفه به ( ال ) : اگر بر سر اسامی نکره ، حرف تعریف ( ال ) آورده شود این اسامی نکره ، تبدیل به معرفه می شوند.
مثال:
ال + بیت ( نکره ) ⇦البیت ( معرفه به ال )
♦️دقت 1 : اگر یک اسم عَلَم ، ال داشته باشد ، معرفه به ال نمی شود و بازهم معرفه به عَلَم است .
مانند :
جاء العَلیّ ( معرفه به عَلَم )
♦️دقت 2 : اگر حرف جرّ ( لـِ ) به یک اسم ال دار بچسبد ، به صورت « لِلْـ » ( بدون ا ) نوشته می شود
مانند :
لـِ + النّاس ⇦ لِلنّاس