┄┄❅❅┄┄
اسم مبالغه: اسمی است که بر وجود صفتی به میزان زیاد در شخص یا شی دلالت می‌کند.

دو وزن مهمّ آن «فَعّال» و «فَعّالة» است؛ که:

1⃣ بر بسیاری صفت یا انجام کار دلالت دارد:
صَبّار(بسیار بردبار)؛ غَفّار(بسیار آمرزنده)؛ کَذّاب(بسیار دروغگو)؛ رَزّاق (بسیار روزی دهنده)؛ خَلّاق(بسیار آفریننده)؛ عَلّامة (بسیاردانا)؛ فهّامَة(بسیار فهمیده)؛ أَمّارَةٌ (بسیار امرکننده)؛ کَذّاب (بسیار دروغگو)؛ طَنّان (بسیار طنین انداز)؛ شَلّال (آبشار، جایی که آب بسیار فرو می‌ریزد)؛ تیّار (جریان، عبور فراوان آب یا برق).

2⃣ گاهی وزن «فَعّال» بر شغل دلالت دارد؛ مانند خَبّاز(نانوا)؛ حَدّاد(آهنگر)؛ الطَّیّارُ (خلبان)؛ التَّمارُ (خرما فروش)؛ فَلّاح (کشاورز)؛ صَیّاد (شکارچی).

3⃣ گاهی نیز وزن «فَعّالة» بر ابزار، وسیله یا دستگاه" دلالت می‎کند؛ مثال: فَتّاحَة (در بازکن)؛ نَظّارَة(عینک)؛ سَیّارَة(خودرو)؛ الْجَوّالُ (تلفن همراه).

┄┄❅❅┄┄

⭕️ نکته: به وزن کلمات دقت کنید و نوع اسم‌های جمع را از شکل مفردشان، تشخیص دهید.

🔻دَوابَّة (جمع مکسر بر وزن فَواعِل است و مفرده: دابَّة) اسم فاعل است.

🔻 کلماتی مانند (تُجّار، عُلّام، عُمّال، سُیّاح و کُتّاب، جُهّال) بر وزن «فُعّال» جمع مکسّر هستند و اسم فاعل محسوب می شوند؛ چون مفردشان به ترتيب (تاجِر، عالِم، عامِل،سائِح، کاتِب و جاهِل) بر وزن فاعل است.

🔻 وزن «فَعّال» و «فَعّالة»
چه بر بسیاری صفت یا انجام کار دلالت کند؛ چه بر شغل و چه بر ابزار، وسیله دلالت کند؛ همگی اسم مبالغه محسوب می‌شوند.

💥«فَعّال» و «فُعّال» را با هم اشتباه نگیرید.
عَلّام (بر وزن فَعّال») : اسم مبالغه
عُلّام: (جمع مکسر بر وزن «فُعّال») مفرده عالم: اسم فاعل

سَیّاح (بر وزن فَعّال») : اسم مبالغه
سُیّاح: (جمع مکسر بر وزن «فُعّال») مفرده سائح: اسم فاعل

⭕️ نکته: "ة" در« فعّالة»
اگر با اسم مؤنث بیاید هم نشانه کثرت است و هم نشانه مؤنث؛ مانند: إمرأة علّامة

و اگر با اسم مذکر بیاید، دیگر نشانه مؤنث نیست بلکه نشانه کثرت و فراوانی است؛ مانند: رجلٌ علّامةٌ

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ |

💠نکته طلایے :
┈•●❨⚫❩●•┈

⬅️ وزن «أفعال» همیشه جمع مکسّر است :
مثال:
أوقات، أبيات، أصوات، أموات، أديان، أسنان

⬅️ ولی وزن «إفعال» 👈 مفرد و مصدر باب افعال است

❌پس مصدر باب " إفعال "را با جمع مکسر بروزن " أفعال " اشتباه نگیرید: مثال:

أخبار( جمع مکسر از خَبر) : خبرها
إخبار( مصدر ومفرد) : خبر دادن

ألعاب ( جمع مکسر از لعب) : بازے ها
إلعاب ( مصدر ومفرد) : به بازے وا داشتن

أنعام ( جمع مکسر از نعَم) : چهار پایان
إنعام ( مصدر ومفرد): بخشیدن، انعام دادن

أنفاق ( جمع مکسر از نفق) : تونل ها
إنفاق ( مصدر ومفرد): انفاق کردن

أعمال ( جمع مکسر از عمل) : کارها
إعمال (مصدر ومفرد): بکار بردن

أمطار ( جمع مکسر از مطر ) : باران ها
إمطار( مصدر ومفرد) : باریدن

أثمار (جمع مکسر از ثمَر ): میوه ها
إثمار (مصدر و مفرد ): میوه دادن

أحیاء (جمع مکسر از حَیّ ): زندگان
إحیاء(مصدر و مفرد ): زنده کردن

أعصار (جمع مکسر از عصر ): زمان ها و عصرها
إعصار ( مفرد ) ‌ گردباد جمعش أعاصیر

أقدام: پاها، قدم‌ها
إقدام: اقدام کردن

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ |

🟢یک نکته ترجمه ای:

⭕اگر ضمیر متصلِ به فعل، مرجعش در قبلش آمده باشد، نیازی به ترجمه کردن ضمیر متصلِ نیست. مانند:

♦الْآثارُ ٱلْقَديمَةُ الَّتِي ٱکْتَشَفَهَا ٱلْإِنسانُ، تُؤَکِّدُ ٱهْتِمامَ ٱلْإِنْسانِ بِالدّين.

آثار کُهنی را که انسان کشف نموده به توجّه کردن انسان به دین تأکید می‌کنند.

♦الْجَرّارَةِ سَيّارَةٌ نَسْتَخدِمُها لِلْعَمَلِ فِي الْمَزرَعَةِ. تراکتور ماشینی است که برای کار در مزرعه استفاده می‌کنیم.

♦الظُّروف هی الأوْضاعُ وَ الأحْوالُ الَّتي نُشاهِدُها حَوْلَنا.:
شرایط، همان اوضاع و احوالی است که پيرامونمان می‌بينيم.


👈نکته: ضمیر «ها» در ٱکْتَشَفَهَا، نَسْتَخدِمُها، نُشاهِدُها نیازی به ترجمه کردن ندارد.

✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)

http://t.me/d5821

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ |

💢فوت و فن تشخیص سریع مفعول:

1- فعلِ با ضمایر متصل " و، ا،تَ،تُ،تِ، تما،تم،تُنَّ و... " + اسم :
🔻أکَلْتُ الطعام

2-فعل صیغه مخاطب یا صیغه متکلّم + اسم:
🔻 لا تاکلوا الطعام

🔻 نَاکُلُ الطعام فی المطبخ.


3-ترکیب اسم (یاضمیر، اشاره) + فعل + اسم
🔻 بعضُ الطلابِ لایاکلون الطعام
🔻نحنُ ناکُلُ الطّعام
🔻هولاء یاکلونَ الطعام


4-فعل مخالف با اسم بعد از خودش از نظر جنسیت
1⃣ فعل مونث+ اسم مذکر :
🔻 تُرشِدُ الطالب


2⃣ فعل مذکر+ اسم مونث یا جمع غیر انسان:
🔻کَتَبَ المَسألَةَ...
🔻الغُرابُ حَذَّرَ الطّیور...

5-فعل+ نون وقایه+ ضمیر
🔻 یُحَیِّرُنی

6-صیغه تعجب (بر وزن ما أفعل) + اسم منصوب:
🔻ما أجملَ الشمس: خورشید چه زیباست.

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ |

#تست_آزمون_خیلی_سبز

🔴عين الصحيح في استخدام العدد والمعدود:

(۱) في هذه القرية الصغيرة يعيش خمس عشرة أسرة!

(٢) ما استطاع زملائي أن يحلوا واحداً سؤالاً من امتحان الرياضيات!

(۳) في مكتبة جدّي يُوجد عشرون و أربع كتاباً تاريخياً!

(۴) هل تُصدّق أنَّ الغراب يعيش ثلاثين سنوات أو أكثر؟!

💠پاسخ: گزینه 1️⃣

👈زیر مبحث درس ۲ پایه دهم

⏮️«خَمس عشرة» و «ثلاثين» اعدادِ بالاتر از ۱۰ هستن پس معدودشون چه طور میاد؟

🟢قواعد معدود
برای به کار بردن معدود باید قواعدی را بلد باشیم که به صورت مختصر آنها را بیان میکنیم:

👈(۱)- اعداد «۱» و «۲» این اعداد بعد از معدود می آیند و با آن تشکیل موصوف و صفت را میدهند؛ پس باید با هم مطابقت داشته باشند.
مثال المُعَلِّمُ الواحِدُ
تلميذةً واحدةً
وردتان اثنتان

👈(۲) اعداد «۱۰ - ۳: معدود این اعداد به صورت «جمع» و به عنوان «مضاف الیه» می آید.
مثال ستة أطفال
خَمْسَة كُتُبِ
عَشرة بيوت

👈(۳)اعداد بالاتر از ۱۰ معدود اعداد بالاتر از ۱۰ به صورت «مفرد و منصوب» می آید:
.مثال عشرونَ صَفَاً
سَبعين مدرسةً
أحد عشر كوكباً

👈اعداد دورقمی:
به اعدادی مانند «۵۷،۳۴،۲۱» که از دو عدد تشکیل شده و بین آنها «و» است اعداد «معطوف میگویند.
برای نوشتن آنها به روش زیر عمل میکنیم
یکان + و + دهگان
مثال:
نود و شش: ←
ستة (یکان) و تسعون (دهگان)

پنجاه و چهار ← أربعة (يكان) و خمسون (دهگان)


⭕بررسی تست بالا:

◀️جواب: گزینه «۱»
خمس عشرة أُسرَةً ← گفتیم که معدود اعداد بالاتر از ۱۰ مفرد و منصوب میآیند پس «أسرة» به عنوان معدود عدد ۱۵، درست به کار رفته است.

🔵بررسی سایر گزینه ها:
👈گزینه (۲) واحداً سؤالاً (عدد) ۱ باید بعد از معدود بیاید سؤالاً واحداً: ۱ سؤال).

👈گزینه (۳): عشرون و أربع كتاباً تاریخیاً (گفتیم که در اعداد دورقمی یا معطوف، اول یکان و بعد دهگان می آید ← أربعة و عشرون كتاباً تاریخیاً: ۲۴ کتاب تاریخی).

👈گزینه (۴):«ثلاثینَ سَنواتٍ»: در اعدادی که بالاتر از ۱۰ ،هستن معدود به صورت مفرد و منصوب می آید:
« ثلاثينَ سَنَةً» : ۳۰ سال

💢مدرس: دکتر دادرس

🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/


✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821

🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ |

💢از قدیم گفته اند هر گِردی، گردو نیست.

🛑 هر کلمه ‏ای که بر وزن أَفعَل بياید، حتما که اسم تفضيل نیست چون ممکن است یکی از موارد زیر باشد: 👇👇

١) صفت مشبهة به معنی:
✅رنگ: أَزْرَق،زَرْقاء: آبی
أَحْمَر،حَمْراء:سرخ- أَبْیَض،بَيْضاء: سفید- أَسْوَد،سَوْداء: سیاه-
أَصْفر،صَفْراء: زرد،...

✅عيب: أَحْمَق،حَمْقاء:
ابله و نادان-
أَصَمّ،صَمّاء: کر-
أَعْمَی،عَمْياء: کور-
أَبْکَم،بَکْماء: لال،
أَعْوَج،عَوْجاء: کج

✅حُسن و زیبایی : أَزْهَر،زَهْراء: درخشان – أَحْوَر،حَوْراء: سفیدی چشم و سیاهی‎اش پر رنگ باشد. آهو چشم

٢) فعل ماضي باب افعال: أَحَبَّ: دوست داشت.

٣) متکلم وحده فعل مضارع: أَفْعَلُ: انجام می ‏دهم.

۴) اسم: أَرْنَب، أَرْبَع

۵) فعل تعجب(ما+ أَفعَل+ مفعول): ما أَجْمَلَ مازَندَرانَ و طبيعَتَها! چه زیباست مازندران و طبیعتش

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ |

تست_ لای_نفی_جنس

🔴عين «لا» النافية للجنس:

(۱) الذي لا يعترف على جهله لا إنقاذ له من الجهل!

(۲)لا تعامل هذه المعلمة تلميذاتها جيداً فلا تحبّها التلميذات!

(۳) القول الذي لا يتبعه عمل لا خير فيه ولا ثواب!

(٤) لا يمتنع الإنسان عن أكل المواد السكرية إلا إذا أصيب بمرض السكرا


🙋‍♂️پاسخ: گزینه ۱
🟢در هنگام تشخیص لای نفی جنس مواظب مصدرها باشید؛ زیرا این کلمات با این که اسم هستند ولی ظاهر و معنی شان شبیه فعل است.

💠بررسی گزینه های:
👈در گزینه (۱) «لا» در «لا يعترف» از نوع «نافیه» بوده، ولی در «لا إنقاذ...»، «لا»ی نفی جنس داریم:
کسی که به نادانی خود اعتراف نمی کند، هیچ نجاتی برایش از نادانی نیست.».
دقت کنید که «إنقاذ» اسم (مصدر) است.

👈 در گزینه (۲)«لا» در «لا يتبعه»، نافیه بوده و دو حرف لای بعدی به معنای «نه» هستند.

👈دقت کنید که «خیر» و «ثواب» تنوین دارند و نمیتوانند اسم «لا»ی نفی جنس باشند.
«سخنی که به دنبالش عملی نباشد نه خیری در آن است و نه ثوابی.»

👈در گزینه (۳) «لا» در «لا تعامل» و «لا تُحبّ» هر دو نافیه هستند:
این معلم با دانش آموزان خود به خوبی رفتار نمی کند؛ پس دانش آموزان او را دوست ندارند.»

👈در گزینه (۴)«یمتنع» فعل بوده و «لا» نمیتواند «نفی جنس» باشد:
انسان از خوردن مواد قندی خودداری نمیکند مگر زمانی که به مرض قند دچار شود.»

💢مدرس: دکتر دادرس

🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/


✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821

🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ |


1️⃣ لاء منفی (نافيه):

♦قبل از فعل مضارع می آید و آن را «منفی» می کند.
♦خودش هیچ تغییری در فعل مضارع ایجاد نمی کند.

«الطّلابُ لا یذهَبونَ إِلى المَدرَسَةِ»
دانش آموزان به مدرسه نمی‌روند.


2️⃣ لا نهى: (ناهيه، جازمه،النهی عن القیام بالعمل ):

♦ فعل مضارع بعد از خود را تغییر می دهد.(مجزوم می کند)

🟢ترجمه لای نهی: 👇

🟢 لا نهی + اوّل شخص و سوم شخص مضارع« فعل‌های غیر مخاطب یعنی غایب و متکلم» ⬅️ نبايد + مضارع التزامی
مثال: ♦لا يَذهبوا: نباید بروند
♦لا نذهَبْ: نباید برویم



🟢 لا نهی + دومین شخص مضارع«فعل های مخاطب» ⬅️ امر منفی
مثال:
♦لا تذهبوا: نروید

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ |

🔴عين الخطأ:

(۱) إن تُرِد أن تُضمر شيئاً فاعلم أنه يظهر يوماً في فلتات لسانك و صفحات وجهك!
اگر بخواهی چیزی را پنهان کنی پس بدان که آن روزی در لغزشهای زبانت و همه جای چهره ات آشکار میشود.

(٢) كَبُرَ ظلماً أن تترك صديقك الذي كان يُساعدك في أصعب لحظات الحياة دائماً!
چه ستم بزرگی است که دوستت را که همیشه در سخت ترین لحظه های زندگی کمکت می کرد، رها کنی

(۳) كلما يتكلّم العُمّال حول مشاكلهم يتظاهرُ مُدير المصنع أنه لم يستمع إلى كلامهم:
هرگاه کارگران درباره مشکلات خودشان صحبت میکنند، مدیر کارخانه وانمود میکند که به صحبتشان گوش نداده است!

(٤) لهذا اللاعب دور مهم في تحقق التوازن بين الهجوم والدفاع في فريقنا المحبوب:
این بازیکن نقش مهمی در تحقق تعادل میان حمله و دفاع در تیم محبوبمان دارد!

♦پاسخ:👈 گزینه 2️⃣
بررسی موارد نادرست:👈 كَبُرَ ظلماً: ستم بزرگی است
❌ 👈آوردن لفظ «چه» اشتباه است


🙋‍♂️ نکته: 👈ساختار( كَبُرَت + اسم منصوب ) رو این مدلی ترجمه کن:
كَبُرَ : بزرگ شد (مضارع يَكْبُرُ)

مثال کتاب درسی: «كَبُرَتْ خیانَةً»
خیانت بزرگی است!»

كَبُرَ #صَغُرَ


حالا کتاب درسی از شکل «مؤنّث» این فعل (كَبُرَت) استفاده کرده ولی توی این تست از شکل «مذكّر» (كَبُرَ) استفاده شده که هیچ فرقی ندارند
اتفاقاً در کنکور( خارج ۱۴۰۲) هم در تست ترجمه از همین شکل مذکر استفاده کرده است
.



⭕مدرس: دکتر همت دادرس

🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/


✴️کانال لغة القرآن در تلگرام
http://t.me/d5821

🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ |

سوال:❓چرا به کلمه «مئة» یه «الف» اضافه شده و«مائة» ساخته شده، یا اینکه چرا به کلمهٔ «أولئك» یه «و» اضافه شده؟!

انگار قبل از وجود نقطه و همزه در زبان عربی، بسیاری از صحفیّین و متحدّثین «مئة» رو با «منه» اشتباه می‌گرفتند، به همین خاطر یه «ا» به «مئة» اضافه می‌کنند و «مائة» رو می‌سازند.
یا چون «ألئك» با «إلیك» اشتباه گرفته می‌شده، به همین خاطر یه «و» اضافه می‌کنند و «أولئك» رو می‌سازند.

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ |

🟢 تمامی اسمهای مبالغه» عربی یازدهم انسانی ویژه امتحانات نهایی و کنکور

- امّارة ← بسیار امرکننده
- طنّان ← مرغ مگس
- طيّار - خلبان
- تمّار ← خرمافروش
- رسّام - نقاش
- فتّاحة ← در بازکن
عَلّام، عَلامَة ← بسيار دانا
- فَهّامَة ← بسیار فهميده
- جَبّار ← ستمکارِ زورمند/جبران کننده
- فلاح، فَلاحَة ← كشاورز
- صَبّار ← بسیار بردبار
- غفار ← بسیار آمرزنده
- کذّاب ← بسیار دروغگو
- نظّارة ← عینک
- نقّار - دارکوب
- رزّاق ← بسیار روزی دهنده
- جوّال ← تلفن همراه
- خبّاز - نانوا
- خلاق ← بسیار آفریننده
- سيّارة ← خودرو
- حدّاد ← آهنگر

♦توجه ۱: وزن «فُعّال» را که اسم فاعل است و جمع مکسر، با وزن «فَعّال» اسم مبالغه که مفرد است، اشتباه نگیرید. مثال طلاب (طالب)، عُمّال (عامل)، رُكاب (راكِب)....

♦توجه ۲: «بَطاريَّة (باترى)» ، «عَلامَة (نشانه)»، «دُکّان ((مغازه)»، «تُفّاح (سیب)»، «رُمّان (انار)»، «دَوابٌ (چهارپایان)» اسم مبالغه نیستند.

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در شنبه ۶ دی ۱۴۰۴ |

#تست_ماز

- عين الصحيح:
(۱) يا صديقي العزيز؛ سامحني و اعلم أنني نادم على ما حدث!
ای دوست عزیزم به من اجازه بده و بدان که من به خاطر آنچه اتفاق افتاده پشیمان هستم

(٢) يُحكى أن هذه القرية الصغيرة شهدت نمواً جيداً جداً في السياحة! حكايت میکنند که این روستای کوچک رشد بسیار خوبی را در گردشگری شاهد بوده است!
(۳) قد تحدث الفرص الذهبيّة في الحياة للمرّة الواحدة فقط فأسرع إليها! گاهی این فرصتهای طلایی در زندگی فقط یکبار اتفاق میافتند پس به سویشان بشتاب!

(٤) علينا أن نعوذ بربنا الرحمن في كل الأعمال ونجتنب من صلاةٍ لا تُرفَعُ : ما باید در تمام کارها به پروردگار بخشنده مان پناه ببریم و از نمازی که بالا نمیرود دوری کنیم!

♦پاسخ: 👈گزینه 4️⃣

👈بررسی گزینه ها:
سامحني: مرا ببخش»

نکته به تشابه دو فعل زیر و تفاوتشان در ترجمه دقت کنید

ماضی «سمح» : 👈اجازه داد.
مضارع» يَسْمَحُ: اجازه میدهد

ماضی «سامح»:👈 بخشید»
مضارع: «يُسامح می بخشد»

يُحكی حکایت می شود انتهای آن به «ی» ختم شده وفعل « مجهول» است، نه« معلوم».


🟢نکته: فعل مضارعی که با « ُ» شروع می شود دو حالت دارد:
الف: انتهای آن «ی» بدون دو نقطه (زیرش باشد) «مجهول» است.

ب: انتهای آن «ي» با دو نقطه زیرش باشد «معلوم» است.
مثا: -يُعطى داده میشود (مجهول)
- يُعطي : می دهد (معلوم)

در گزینه (۴)👈«این» اضافی است.

🙋‍♂️ سؤال: آقا توی گزینۀ (٤) فعل «لا تُرفَعُ» مگه مجهول نیست؟ پس چرا توی ترجمه اش «شد» نیومده؟ مگه فعل مجهول با «شد» ترجمه نمیشد؟
🗣جواب سؤال خیلی خوبیه به نکته زیر دقت کن:

🔵نکته: برخی از فعلهای مجهول می توانند بدون مصدر «شدن» نیز ترجمه شوند.
مثال: «قُتِل کشته شد = به قتل رسید»
«يُعَدُّ محسوب می شود = به شمار می آید


نکته جالب اینه که کتاب درسی یازدهم ، همین فعل رو به دو شکل ترجمه کرده:

لا تُرْفَعُ بالا برده نمی شود (بالا نمی رود)



💢مدرس: دکتر دادرس

🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/


✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821

🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ |

🔴 نکته: ساختار [«کادَ» + «مضارع»] به شکل های زیر ترجمه می شود:

👈(۱)-«نزدیک بود، چیزی نمانده بود + مضارع التزامی


👈(۲)«داشت + ماضی استمراری


🟢مثال: كاد صديقي يغرق في البحر:

✓دوستم نزدیک بود «چیزی نمانده بود» در دریا غرق شود
✓ دوستم داشت در دریا غرق می شد


💢مدرس: دکتر دادرس

🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/


✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821

🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در سه شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴ |

🔴 دقت کنید که «الإثنين» را که روز دوشنبه است با عدد «الاثنین» (دو) اشتباه نگیرید:

♦ دو تفاوت مهم دارند:

.1️⃣در ساختار «الإثنين» (دوشنبه) «همزه» وجود دارد ولی در «الاثنین» همزه دیده نمیشود.

2️⃣ عدد «دو» غالباً به عنوان «صفت» یک اسم دیگر به کار میرود،
ولی «دوشنبه» صفت واقع نمی شود.

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴ |

(۱) ترجمۀ ساختار ( بدأ + فعل مضارع):
الف) شروع کرد + مصدر

«بَدَأَ المُتفرّجونَ يَخرُجونَ»

تماشاگران شروع کردند به بیرون رفتن.


ب) شروع کرد + فعل مضارع التزامى

مثال: بَدَأَ المُتفرّجونَ يَخرُجونَ:
تماشاگران شروع کردند که بیرون بروند.

💢مدرس: دکتر دادرس

🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/

✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821

🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras

نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴ |
 
مطالب قدیمی‌تر