💢از قدیم گفته اند هر گِردی، گردو نیست.
🛑 هر کلمه ای که بر وزن أَفعَل بياید، حتما که اسم تفضيل نیست چون ممکن است یکی از موارد زیر باشد: 👇👇
١) صفت مشبهة به معنی:
✅رنگ: أَزْرَق،زَرْقاء: آبی
أَحْمَر،حَمْراء:سرخ- أَبْیَض،بَيْضاء: سفید- أَسْوَد،سَوْداء: سیاه-
أَصْفر،صَفْراء: زرد،...
✅عيب: أَحْمَق،حَمْقاء:
ابله و نادان-
أَصَمّ،صَمّاء: کر-
أَعْمَی،عَمْياء: کور-
أَبْکَم،بَکْماء: لال،
أَعْوَج،عَوْجاء: کج
✅حُسن و زیبایی : أَزْهَر،زَهْراء: درخشان – أَحْوَر،حَوْراء: سفیدی چشم و سیاهیاش پر رنگ باشد. آهو چشم
٢) فعل ماضي باب افعال: أَحَبَّ: دوست داشت.
٣) متکلم وحده فعل مضارع: أَفْعَلُ: انجام می دهم.
۴) اسم: أَرْنَب، أَرْبَع
۵) فعل تعجب(ما+ أَفعَل+ مفعول): ما أَجْمَلَ مازَندَرانَ و طبيعَتَها! چه زیباست مازندران و طبیعتش
1️⃣ لاء منفی (نافيه):
♦قبل از فعل مضارع می آید و آن را «منفی» می کند.
♦خودش هیچ تغییری در فعل مضارع ایجاد نمی کند.
«الطّلابُ لا یذهَبونَ إِلى المَدرَسَةِ»
دانش آموزان به مدرسه نمیروند.
2️⃣ لا نهى: (ناهيه، جازمه،النهی عن القیام بالعمل ):
♦ فعل مضارع بعد از خود را تغییر می دهد.(مجزوم می کند)
🟢ترجمه لای نهی: 👇
🟢 لا نهی + اوّل شخص و سوم شخص مضارع« فعلهای غیر مخاطب یعنی غایب و متکلم» ⬅️ نبايد + مضارع التزامی
مثال: ♦لا يَذهبوا: نباید بروند
♦لا نذهَبْ: نباید برویم
🟢 لا نهی + دومین شخص مضارع«فعل های مخاطب» ⬅️ امر منفی
مثال:
♦لا تذهبوا: نروید
سوال:❓چرا به کلمه «مئة» یه «الف» اضافه شده و«مائة» ساخته شده، یا اینکه چرا به کلمهٔ «أولئك» یه «و» اضافه شده؟!
انگار قبل از وجود نقطه و همزه در زبان عربی، بسیاری از صحفیّین و متحدّثین «مئة» رو با «منه» اشتباه میگرفتند، به همین خاطر یه «ا» به «مئة» اضافه میکنند و «مائة» رو میسازند.
یا چون «ألئك» با «إلیك» اشتباه گرفته میشده، به همین خاطر یه «و» اضافه میکنند و «أولئك» رو میسازند.
🟢 تمامی اسمهای مبالغه» عربی یازدهم انسانی ویژه امتحانات نهایی و کنکور
- امّارة ← بسیار امرکننده
- طنّان ← مرغ مگس
- طيّار - خلبان
- تمّار ← خرمافروش
- رسّام - نقاش
- فتّاحة ← در بازکن
عَلّام، عَلامَة ← بسيار دانا
- فَهّامَة ← بسیار فهميده
- جَبّار ← ستمکارِ زورمند/جبران کننده
- فلاح، فَلاحَة ← كشاورز
- صَبّار ← بسیار بردبار
- غفار ← بسیار آمرزنده
- کذّاب ← بسیار دروغگو
- نظّارة ← عینک
- نقّار - دارکوب
- رزّاق ← بسیار روزی دهنده
- جوّال ← تلفن همراه
- خبّاز - نانوا
- خلاق ← بسیار آفریننده
- سيّارة ← خودرو
- حدّاد ← آهنگر
♦توجه ۱: وزن «فُعّال» را که اسم فاعل است و جمع مکسر، با وزن «فَعّال» اسم مبالغه که مفرد است، اشتباه نگیرید. مثال طلاب (طالب)، عُمّال (عامل)، رُكاب (راكِب)....
♦توجه ۲: «بَطاريَّة (باترى)» ، «عَلامَة (نشانه)»، «دُکّان ((مغازه)»، «تُفّاح (سیب)»، «رُمّان (انار)»، «دَوابٌ (چهارپایان)» اسم مبالغه نیستند.
🔴 نکته: ساختار [«کادَ» + «مضارع»] به شکل های زیر ترجمه می شود:
👈(۱)-«نزدیک بود، چیزی نمانده بود + مضارع التزامی
👈(۲)«داشت + ماضی استمراری
🟢مثال: كاد صديقي يغرق في البحر:
✓دوستم نزدیک بود «چیزی نمانده بود» در دریا غرق شود
✓ دوستم داشت در دریا غرق می شد
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
🔴 دقت کنید که «الإثنين» را که روز دوشنبه است با عدد «الاثنین» (دو) اشتباه نگیرید:
♦ دو تفاوت مهم دارند:
.1️⃣در ساختار «الإثنين» (دوشنبه) «همزه» وجود دارد ولی در «الاثنین» همزه دیده نمیشود.
2️⃣ عدد «دو» غالباً به عنوان «صفت» یک اسم دیگر به کار میرود،
ولی «دوشنبه» صفت واقع نمی شود.
(۱) ترجمۀ ساختار ( بدأ + فعل مضارع):
الف) شروع کرد + مصدر
«بَدَأَ المُتفرّجونَ يَخرُجونَ»
تماشاگران شروع کردند به بیرون رفتن.
ب) شروع کرد + فعل مضارع التزامى
مثال: بَدَأَ المُتفرّجونَ يَخرُجونَ:
تماشاگران شروع کردند که بیرون بروند.
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
نکته: اسم تفضیل بر وزن «أَفعَی»، هرگاه به ضمیر مضاف شود، به شکل الف کشیده نوشته می شود.
مثال:
أَتْقَی+کُمْ+ أَتْقَاکُمْ
إنَّ أَکْرَمَــکُمْ عِندَ اللّٰهِ أَتـقـاکُمْ. گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شماست
✅ چند نکته از #اسلوب شرط 👇
💠 مدرس: دادرس
🔺نکته ۱ : اگر فعل شرط و جواب شرط، هردو ماضی باشند، در ترجمه هم می توانیم هردو را ماضی ترجمه کنیم و هم میتوانیم اولی را مضارع التزامی و دومی را مضارع اخباری ترجمه کنیم .
🔺 نکته ۲ : از میان أدوات شرط، " إذا " نمی تواند فعل مضارع را مجزوم کند و همچنین جوابِ شرطِ " إذا " نمی تواند به صورت جمله اسمیّه، بیاید.
🔺نکته ۳ : از میان أدوات شرط، فقط " إن " حرف است و بقیه، اسم هستند. پس به جز " إن " بقیه می توانند نقش بگیرند !
🔺 نکته ۴ : جواب شرط اگر به صورت جمله اسمیه باشد، یا فعل اَمر و نَهی (برای غایب و متکلّم) باشد، باید حرف " فَــ " به اوّل آن بچسبد.
🔺 نکته ۵ : فعل شرط و جواب شرط اگر ماضی باشد، ظاهرش مجزوم نمی شود (چون فعل های ماضی، مَبنی هستند) ولی إعرابشان "محلاً مجزوم می شود)
🔺 نکته ۶ : اگر در کنکور از شما خواستند، جواب شرطِ متفاوت را انتخاب کنید، بروید سراغِ جواب شرطِ جمله اسمیه ( فَ + اسم )
و جمله فعلیه ( بصورت فعل )
🔺نکته ۷ : اگر در کنکور، جواب شرط را آینده هم ترجمه کردند، اشکالی ندارد، چون گرایش به آینده هم دارد.
🟢تفاوت «صارَ» و «صَيَّرَ»:
♦صار: 👈 شد، گشت، گردید .از افعال ناقصه است و فاعل و مفعول ندارد.
♦صَيّرَ: 👈گرداند، قرار داد، و فاعل و مفعول دارد.
⬅️مثال: صارَ الجَو حاراً: هوا گرم شد.
⬅️صَيَّرَ الأرضَ بِهِ بَعدَ اِعْبِرارٍ خَضِرَةٌ :
زمین را به وسیلۀ آن بعد از غبارآلودگی سرسبز گرداند.
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
✅ نکات تکمیلی در ترجمه اسم تفضیل:
🟢وزن «أفْعَل» که گاهی به شکلهای «أفَلّ» و «أفْعَی» تغییر می کند در صورتی که اسم تفضیل باشد؛ با توجه به جایگاه آن در جـمله:
1️⃣حالت اول: أفْعَل، أَفَلَ، أَفْعَىٰ) + مِن » ترجمه با لفظ «تر»
مثال:
♦هو أكبر من صديقه:
او بزرگتر از دوستش است.
♦مًن أحَبُّ النّاسِ عند الله:
چه کسی در نزد خدا محبوبترینِ مردم است.
2️⃣حالت دوم: أفْعَل (أَفَلَ، أَفْعَى + مُضاف اليه «اسم یا ضمیر» 👈ترجمه با لفظ «ترین»
مثال:
♦ أحَبُّ عباد الله عند الله أنفعهم لعباده:
محبوبترین بندگان خدا نزد خدا سودمندترینشان برای بندگانش است.
3️⃣حالت سوم در غیر از دو حالت فوق ترجمه معمولاً با لفظ «تر» انجام می شود.
♦مثال: ذَهَبَتْ فاطمة الکُبری: فاطمه بزرگتر رفت
♦ذّهَبَ الاخُ الاکبرُ: برادر بزرگتر رفت
♦اللهُ اکبرُ: خدا بزرگتر است
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
✅ جمع بندی نکات نکره و معرفه در #نظام جدید:
💠💠💠💠
🔴 نکره : اسمی است که به فرد یا شی ء نامشخص دلالت می کند.
مانند :
رأیت تلمیذاً : دانش آموزی را دیدم .
🔴معرفه : اسمی است که به فرد یا شی ء معلوم دلالت می کند .
مانند :
جاءَ عِلیٌّ : علی آمد
☑️💥 نکته : اسم نکره غالباً به یکی از سه صورت ترجمه می شود :
یک ⇦ کتاباً : یک کتاب
ی ⇦ کتاباً : کتابی
هر دو ⇦ کتاباً : یک کتابی
🔹🌱دقت ۱ : بحث معرفه و نکره مربوط به اسم هاست و نباید کلمات دیگر را در این زمینه وارد کنیم . البته مراقب مصدرها باشید چون همه مصدرها، اسم محسوب می شوند .
🔹🌱دقت 2 : اسم هایی که تنوین دارند ، اگر اسم عَلَم نباشند ، حتماً نکره اند .
🔹🌱دقت 3 : اسامی استفهام مانند ( مَن : چه کسی؟ ، ما : چیست ؟ ، مَتی : کی ؟ و .... ) و اسامی شرط مانند ( مَن ، ما ، اِذا و ... ) همگی نکره محسوب می شوند .
🔹🌱دقت 4 : اگر بعد از یک اسم ال دار ، موصول خاص بیاید و معنی #که بدهد ، آن اسم ال دار را شبیه نکره ها ترجمه می کنیم .
مانند :
رأیتُ المعلّم الذی یدرسُ اللغة العربیّة : معلمی را که زبان عربی تدریس می کرد ، دیدم .
🔹🌱دقت 5 : اگر در جمله ، اسم نکره بیاید و در جمله بعدی ، همان اسم با ال بیاید در ترجمه می توان ، کلمات « آن » یا « این » را برای اسم ال دار به کار برد :
رأیتُ افراساً . کانَتِ الافراسُ جَنبَ صاحِبِها : اسب هایی را دیدم . #آن اسب ها کنار صاحبشان بودند .
🔹🌱دقت 6 : ترجمه خبر وقتی #اسم نکره نباشد ؛
👈الف ) اگر خبرِ نکره ، صفت نداشته باشد ، خبر به شکل معرفه ترجمه می شود :
هُوَ تِلمیذٌ : او دانش آموز است / العلمُ کَنزٌ : دانش ، گنج است .
👈ب ) اگر خبرِ نکره ، صفت داشته باشد ، در ترجمه ، یا خبر به صورت نکره ترجمه می شود و یا صفتِ آن :
هٰذا کتابٌ مُفیدٌ : این ، کتاب مفیدی است / این ، کتابی مفید است .
👈ج ) اگر بعد از خبرِ نکره ، فعل بیاید ، خبر به شکلِ نکره ترجمه می شود :
شَجَرةُ النّفطِ شَجَرَةٌ یَستَخدِمُها المُزارِعونَ : درخت نفت ، درختی است که کشاورزان آن را به کار می گیرند .
👈د ) اگر خبرِ نکره ، همراه حرف جرّ « مِنْ » باشد و اسم تفضیل هم نباشد ، خبر به شکلِ نکره ترجمه می شود :
هُوَ طالِبٌ مِن طُلّابِ هذِهِ المَدرَسةِ : او دانش آموزی از دانش آموزانِ این مدرسه است .
➖➖➖➖
✅ 🌼معرفه :
1) اسم عَلَم ( خاص):
اسمی است که بر نام یک شخص یا یک چیز یا یک مکان شخص دلالت می کند.
مانند: کریم ، مکّه ، عراق
🔸🌹دقت 1 : به صورت قراردادی نام همه اشخاص را اسم عَلَم به حساب می آوریم هرچند آن شخص را نشناسیم .
🔸🌹دقت 2 : اگر یک اسم عَلَم به همراه یای نسبت #( ـِیّ ) به کار رود ، دیگر اسم عَلَم محسوب نمی شود . پس اسم هایی مانند « ایرانِیّ ، اصفَهانِیّ و .... » اسم عَلَم نیستند .
🔸🌹دقت 3 : گاهی اسم هایی هستند که اسم عَلم به نظر می رسند ولی اگر به معنای جمله دقت کنیم ، می فهمیم که یک اسم عادی هستند . مخصوصاً در مورد اسامی که در فارسی اسم اشخاص هستند ، باید بیشتر دقت کنیم چرا که می توانند صفت واقع شوند و عَلَم بودن را از دست بدهند .
عَلَینا اَن نُحاوِلَ لِإیجادِ مُجتَمعٍ سَعیدٍ : ما باید برای ایجاد جامعه ای #خوشبخت تلاش کنیم .
🔸🌹دقت 4 : در مورد خداوند تنها لفظ #اللّه ( که گاهی هم به صورت اللّهمّ می آید ) ، اسم عَلَم است و بقیه صفات خداوند را اسم عَلَم به حساب نمی آوریم . پس کلماتی مانند « رحمان ، رحیم ، اِلٰه ، رَبّ و .. » در مورد خداوند اسم علم نیستند .
🔸🌹دقت 5 : تنوین در اسم های عَلَم به منزله نشانه نکره بودن نیست و اگر اسم عَلَم تنوین داشته باشد ، بازهم معرفه است .
مانند : جاءَ عَلیٌّ ( معرفه به عَلَم )
2) معرفه به ( ال ) : اگر بر سر اسامی نکره ، حرف تعریف ( ال ) آورده شود این اسامی نکره ، تبدیل به معرفه می شوند.
مثال:
ال + بیت ( نکره ) ⇦البیت ( معرفه به ال )
♦️دقت 1 : اگر یک اسم عَلَم ، ال داشته باشد ، معرفه به ال نمی شود و بازهم معرفه به عَلَم است .
مانند :
جاء العَلیّ ( معرفه به عَلَم )
♦️دقت 2 : اگر حرف جرّ ( لـِ ) به یک اسم ال دار بچسبد ، به صورت « لِلْـ » ( بدون ا ) نوشته می شود
مانند :
لـِ + النّاس ⇦ لِلنّاس
❇️ ترجمه فعلهای زیر رو با هم اشتباه نگیرید؛
💢 وَصَلَ یَصِلُ (ثلاثی مجرّد):
👈 رسیدن
♻️ أوصَلَ یُوصِلُ (باب إفعال):
👈 رساندن
♻️ واصَلَ یُواصِلُ (باب مُفاعَلَة):
👈 ادامه دادن
♦♦♦♦
💢 دَرَسَ یَدرُسُ (ثلاثی مجرّد):
👈 درس خواندن
♻️ دَرَّسَ یُدَرِّسُ (باب تفعیل):
👈 درس دادن، تدریس کردن
♦♦♦♦♦
💢 جَلَسَ یَجلِسُ (ثلاثی مجرّد):
👈 نشستن
♻️ أجلَسَ یُجلِسُ (باب إفعال):
👈 نشاندن، نشانیدن
💢 جالَسَ یُجالِسُ (باب مُفاعَلَة)؛
👈 همنشینی کردن
♦♦♦♦♦♦
💢 رَجَعَ یَرجِعُ (ثلاثی مجرّد):
👈 برگشتن
💢 أرجَعَ یُرجِعُ (باب إفعال)؛
👈 برگرداندن
♻️ راجَعَ یُراجِعُ (باب مفاعلة)؛
👈 مراجعه کردن، دوره کردن
💢 اِستَرجَعَ یَستُرجِعُ (باب استفعال)؛
👈 پس گرفتن
♦♦♦♦♦♦
💢 نَزَلَ - یَنزِلُ (ثلاثی مجرّد)؛
👈 نازلشدن، فرود آمدن، پیادهشدن
♻️ أنزَلَ - یُنزِلُ (باب إفعال)؛
👈 نازل کردن
💢 نَزَّلَ - یُنَزِّلُ (باب تفعیل)؛
👈 نازل کردن
🔸(أنزَلَ یُنزِلُ / نَزَّلَ یُنَزِّلُ) با (أرسَلَ یُرسِلُ) میتوانند مترادف باشند.
♦♦♦♦♦♦
💢 خَرَجَ - یَخرُجُ (ثلاثی مجرّد)؛
👈 خارج شدن، بیرون رفتن
♻️ أخرَجَ - یُخرِجُ (باب إفعال)؛
👈 درآوردن، اخراج کردن، بیرون کردن
💢 تَخرَّجَ - یَتَخَرَّجُ (باب تفعُّل)؛
👈 دانشآموخته شدن، فارغالتخصیل شدن
♻️ اِستَخرَجَ - یَستَخرِجُ (باب اِستِفعال)؛
👈 استخراج کردن، بیرون آوردن
🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢
🔸به این مثالها و نحوه ترجمه فعلهای آن دقت کنید؛
✔️ خَرَجَ أخي قبلَ ساعتَین مِن البیت؛
برادرم دو ساعت پیش از خانه بیرون رفت.
✔️ مَن ذا الّذي یُخرِجُ الثّمرةَ مِن الأشجار؟؛
این کیست که از درختان میوه را در میآوَرَد؟
✔️ تَخَرَّجَ أخي قبلَ سنَتَینِ مِن الجامِعة؛
برادرم دو سال پیش از دانشگاه فارغالتحصیل شد.
✔️ استخرَجَ الفلّاحونَ ماءََ مِن بئرِ القریة؛
کشاورزان از چاه روستا آبی را استخراج کردند.
♦♦♦♦♦♦
مثال؛
- جلستُ تحتَ الشّجرة؛
زیر درخت نشستم.
- أجلَسَ أبي الضّیفَ عندَه:
پدرم مهمان را کنار خود نشاند (نشانید).
- جالِسْ مَن یَنفعُك بعلمِه؛
با کسی که با دانشش به تو میرساند، همنشینی کن.
♦♦♦♦♦♦
✔️ أنزَلَ اللهُ المَطَرَ مِنَ الغَیمِ:
خدا باران را از ابر نازل کرد.
✔️ الغَیمُ بُخار مُتراکِم یَنزِلُ مِنه المطرُ:
ابر بخار متراکمی است که از آن باران نازل میشود (فرود میآید، میبارد).
✔️ إنّا أنزلنا القرآنَ في ليلةِ القدر؛
همانا ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.
✔️ قَد نَزَّلَ اللهُ هذا القرآنَ لهدایة الإنسان؛
خدا این قرآن را برای هدایت انسال نازل کرده است.
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821
🔴 دقت کنید که «الإثنين» را که روز دوشنبه است با عدد «الاثنین» (دو) اشتباه نگیرید:
♦ دو تفاوت مهم دارند:
.1️⃣در ساختار «الإثنين» (دوشنبه) «همزه» وجود دارد ولی در «الاثنین» همزه دیده نمیشود.
2️⃣ عدد «دو» غالباً به عنوان «صفت» یک اسم دیگر به کار میرود،
ولی «دوشنبه» صفت واقع نمی شود.
✍ تهیه و تنظیم از طرف ⤵️
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821
ترکیب اضافی:( مضاف و مضاف الیه)
كتاب علىٍّ: کتاب علی
بَابُ الْمَدْرَسَتَيْنِ: در دو مدرسه
كِتَابُ الْمُسْلِمِيْنَ: کتابِ مسلمانان
در موارد فوق اسم اول را مضاف و اسم دوم را مضاف الیه می.نامیم
مضاف متعلق به مضاف الیه است هیچگاه ترتیب مضاف + مضاف الیه تغییر نمیکند.
از نظر معنا:
مضاف و مضاف الیه هر دو اسم هستند و معنای وصفی ندارند.
♦نکات مضاف:
1️⃣«اسم» است؛ یعنی «فعل» و «حرف» نیست
2️⃣هیچگاه «ال» نمی گیرد.
3️⃣ هیچگاه تنوین نمی گیرد.
4️⃣«اسم های علم»«اسم های اشاره»، موصول» و «ضمایر»« اسمهای شرط»،« اسمهای استفهام»
«اسم الـ دار» ـ« اسم تنوین دار» هرگز نمیتوانند «مضاف» واقع شوند ، یعنی بعدشان مضاف الیه بیاید، البته این اسمها خودشان میتوانند مضاف الیه باشند.
پس در ترکیباتی مانند
«ذلک الکتاب» ـ« انت الحاکم» ...
اسم دوم مضاف الیه نمی باشد.
5️⃣هیچگاه «ن مثنی و جمع مذکر سالم نمی گیرد. یعنی اسمهای جمع مذکر سالم و مثنی که دارای (ون، ان، ین) هستند هرگاه مضاف واقع شوند، حرف «ن» از آخر آنها حذف می شود،
مثال:
🔽مُسلِمُونَ + العالَم ← مُسلِمُو العالم
مسلمانان جهان
🔽 كِتَابَانِ + التلميذ ← كِتَابَا التلميذ
دو کتاب دانش آموز
🔽فلاّحون + القریة : فلاّحو القریةِ .
🔽والدان ِ + ک: والداکَ
🔽مائتین+ کیلومتر: مائتی کیلومتر.
♦نکات مضاف اليه:
ا1️⃣مضاف الیه همواره مجرور است یعنی حرکت حرف آخر آن یکی از این موارد است
👈اگر مفرد جمع مکسر یا جمع مؤنث سالم باشد .—ٍِ
👈اگر مثنی باشد « ينِ»
👈اگر جمع مذکر سالم باشد« ینَ»
مثال:
«مَكْتَبَةُ كُتُبٍ»کتابخانه کتابها
«حَدِيقَةُ الْحَيَوَانَاتِ» باغ وحش
کتاب المعلمینَ
✅مضاف الیه میتواند «ال» «تنوین» و «ن مثنی و جمع مذکر داشته یا نداشته باشد ولی نبود اینها فقط در مضاف شرط است. یعنی مضاف هیچ گاه نمی تواند ««ال» «تنوین» و «نون مثنی و جمع مذکر» داشته باشد.
❎به عنوان یک راه تستی میتوان گفت اگر دو اسم با هر ترکیب شده بودند و اولی« ال» نداشت و دومی« ال» داشت این ترکیب اضافی خواهد بود! «اسم الاسم»
✍ تهیه و تنظیم از طرف ⤵️
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821