برای تعیین نوع کلمه (اسم یا فعل بودن أفعل) میتوان از کلمه بعد از أفعل کمک گرفت:
🔻أفعل در چیدمان زیر فعل است:
✅أفعل + اسم مرفوع ( ـُ. ـٌٍ. انِ ون)
✅أفعل + اسم منصوب ( ـَ. ـً )
✅أفعل +نون وقایه+ي
أحبّ الناسُ اشعار المتنبی: مردم شعرهای متنبی را دوست داشتند.
أَحَبَّني الناسُ: مردم مرا دوست داشتند.
أَحَبَّ الناسَ: مردم را دوست داشت.
🔻أفعل در چیدمان زیر اسم تفضیل است:
✅أفعَل + اسم مجرور ( ــِ ـٍ )
أَحَبُّ النّاسِ أنفعُهُم للناس.
محبوب ترین مردم سودمندترینشان به مردم است.
✅أَفعَل+ من
أُریدُ سَراویلَ أَفضَلَ من هذه.
اریدُ+اسم منصوب: فعل
أَفضَل+مِنْ: اسم تفضیل
┄┄❅❅┄┄
اسم مبالغه: اسمی است که بر وجود صفتی به میزان زیاد در شخص یا شی دلالت میکند.
دو وزن مهمّ آن «فَعّال» و «فَعّالة» است؛ که:
1⃣ بر بسیاری صفت یا انجام کار دلالت دارد:
صَبّار(بسیار بردبار)؛ غَفّار(بسیار آمرزنده)؛ کَذّاب(بسیار دروغگو)؛ رَزّاق (بسیار روزی دهنده)؛ خَلّاق(بسیار آفریننده)؛ عَلّامة (بسیاردانا)؛ فهّامَة(بسیار فهمیده)؛ أَمّارَةٌ (بسیار امرکننده)؛ کَذّاب (بسیار دروغگو)؛ طَنّان (بسیار طنین انداز)؛ شَلّال (آبشار، جایی که آب بسیار فرو میریزد)؛ تیّار (جریان، عبور فراوان آب یا برق).
2⃣ گاهی وزن «فَعّال» بر شغل دلالت دارد؛ مانند خَبّاز(نانوا)؛ حَدّاد(آهنگر)؛ الطَّیّارُ (خلبان)؛ التَّمارُ (خرما فروش)؛ فَلّاح (کشاورز)؛ صَیّاد (شکارچی).
3⃣ گاهی نیز وزن «فَعّالة» بر ابزار، وسیله یا دستگاه" دلالت میکند؛ مثال: فَتّاحَة (در بازکن)؛ نَظّارَة(عینک)؛ سَیّارَة(خودرو)؛ الْجَوّالُ (تلفن همراه).
┄┄❅❅┄┄
⭕️ نکته: به وزن کلمات دقت کنید و نوع اسمهای جمع را از شکل مفردشان، تشخیص دهید.
🔻دَوابَّة (جمع مکسر بر وزن فَواعِل است و مفرده: دابَّة) اسم فاعل است.
🔻 کلماتی مانند (تُجّار، عُلّام، عُمّال، سُیّاح و کُتّاب، جُهّال) بر وزن «فُعّال» جمع مکسّر هستند و اسم فاعل محسوب می شوند؛ چون مفردشان به ترتيب (تاجِر، عالِم، عامِل،سائِح، کاتِب و جاهِل) بر وزن فاعل است.
🔻 وزن «فَعّال» و «فَعّالة»
چه بر بسیاری صفت یا انجام کار دلالت کند؛ چه بر شغل و چه بر ابزار، وسیله دلالت کند؛ همگی اسم مبالغه محسوب میشوند.
💥«فَعّال» و «فُعّال» را با هم اشتباه نگیرید.
عَلّام (بر وزن فَعّال») : اسم مبالغه
عُلّام: (جمع مکسر بر وزن «فُعّال») مفرده عالم: اسم فاعل
سَیّاح (بر وزن فَعّال») : اسم مبالغه
سُیّاح: (جمع مکسر بر وزن «فُعّال») مفرده سائح: اسم فاعل
⭕️ نکته: "ة" در« فعّالة»
اگر با اسم مؤنث بیاید هم نشانه کثرت است و هم نشانه مؤنث؛ مانند: إمرأة علّامة
و اگر با اسم مذکر بیاید، دیگر نشانه مؤنث نیست بلکه نشانه کثرت و فراوانی است؛ مانند: رجلٌ علّامةٌ
💠نکته طلایے :
┈•●❨⚫❩●•┈
⬅️ وزن «أفعال» همیشه جمع مکسّر است :
مثال:
أوقات، أبيات، أصوات، أموات، أديان، أسنان
⬅️ ولی وزن «إفعال» 👈 مفرد و مصدر باب افعال است
❌پس مصدر باب " إفعال "را با جمع مکسر بروزن " أفعال " اشتباه نگیرید: مثال:
أخبار( جمع مکسر از خَبر) : خبرها
إخبار( مصدر ومفرد) : خبر دادن
ألعاب ( جمع مکسر از لعب) : بازے ها
إلعاب ( مصدر ومفرد) : به بازے وا داشتن
أنعام ( جمع مکسر از نعَم) : چهار پایان
إنعام ( مصدر ومفرد): بخشیدن، انعام دادن
أنفاق ( جمع مکسر از نفق) : تونل ها
إنفاق ( مصدر ومفرد): انفاق کردن
أعمال ( جمع مکسر از عمل) : کارها
إعمال (مصدر ومفرد): بکار بردن
أمطار ( جمع مکسر از مطر ) : باران ها
إمطار( مصدر ومفرد) : باریدن
أثمار (جمع مکسر از ثمَر ): میوه ها
إثمار (مصدر و مفرد ): میوه دادن
أحیاء (جمع مکسر از حَیّ ): زندگان
إحیاء(مصدر و مفرد ): زنده کردن
أعصار (جمع مکسر از عصر ): زمان ها و عصرها
إعصار ( مفرد ) گردباد جمعش أعاصیر
أقدام: پاها، قدمها
إقدام: اقدام کردن
🟢یک نکته ترجمه ای:
⭕اگر ضمیر متصلِ به فعل، مرجعش در قبلش آمده باشد، نیازی به ترجمه کردن ضمیر متصلِ نیست. مانند:
♦الْآثارُ ٱلْقَديمَةُ الَّتِي ٱکْتَشَفَهَا ٱلْإِنسانُ، تُؤَکِّدُ ٱهْتِمامَ ٱلْإِنْسانِ بِالدّين.
آثار کُهنی را که انسان کشف نموده به توجّه کردن انسان به دین تأکید میکنند.
♦الْجَرّارَةِ سَيّارَةٌ نَسْتَخدِمُها لِلْعَمَلِ فِي الْمَزرَعَةِ. تراکتور ماشینی است که برای کار در مزرعه استفاده میکنیم.
♦الظُّروف هی الأوْضاعُ وَ الأحْوالُ الَّتي نُشاهِدُها حَوْلَنا.:
شرایط، همان اوضاع و احوالی است که پيرامونمان میبينيم.
👈نکته: ضمیر «ها» در ٱکْتَشَفَهَا، نَسْتَخدِمُها، نُشاهِدُها نیازی به ترجمه کردن ندارد.
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821
💢فوت و فن تشخیص سریع مفعول:
1- فعلِ با ضمایر متصل " و، ا،تَ،تُ،تِ، تما،تم،تُنَّ و... " + اسم :
🔻أکَلْتُ الطعام
2-فعل صیغه مخاطب یا صیغه متکلّم + اسم:
🔻 لا تاکلوا الطعام
🔻 نَاکُلُ الطعام فی المطبخ.
3-ترکیب اسم (یاضمیر، اشاره) + فعل + اسم
🔻 بعضُ الطلابِ لایاکلون الطعام
🔻نحنُ ناکُلُ الطّعام
🔻هولاء یاکلونَ الطعام
4-فعل مخالف با اسم بعد از خودش از نظر جنسیت
1⃣ فعل مونث+ اسم مذکر :
🔻 تُرشِدُ الطالب
2⃣ فعل مذکر+ اسم مونث یا جمع غیر انسان:
🔻کَتَبَ المَسألَةَ...
🔻الغُرابُ حَذَّرَ الطّیور...
5-فعل+ نون وقایه+ ضمیر
🔻 یُحَیِّرُنی
6-صیغه تعجب (بر وزن ما أفعل) + اسم منصوب:
🔻ما أجملَ الشمس: خورشید چه زیباست.
#تست_آزمون_خیلی_سبز
🔴عين الصحيح في استخدام العدد والمعدود:
(۱) في هذه القرية الصغيرة يعيش خمس عشرة أسرة!
(٢) ما استطاع زملائي أن يحلوا واحداً سؤالاً من امتحان الرياضيات!
(۳) في مكتبة جدّي يُوجد عشرون و أربع كتاباً تاريخياً!
(۴) هل تُصدّق أنَّ الغراب يعيش ثلاثين سنوات أو أكثر؟!
💠پاسخ: گزینه 1️⃣
👈زیر مبحث درس ۲ پایه دهم
⏮️«خَمس عشرة» و «ثلاثين» اعدادِ بالاتر از ۱۰ هستن پس معدودشون چه طور میاد؟
🟢قواعد معدود
برای به کار بردن معدود باید قواعدی را بلد باشیم که به صورت مختصر آنها را بیان میکنیم:
👈(۱)- اعداد «۱» و «۲» این اعداد بعد از معدود می آیند و با آن تشکیل موصوف و صفت را میدهند؛ پس باید با هم مطابقت داشته باشند.
مثال المُعَلِّمُ الواحِدُ
تلميذةً واحدةً
وردتان اثنتان
👈(۲) اعداد «۱۰ - ۳: معدود این اعداد به صورت «جمع» و به عنوان «مضاف الیه» می آید.
مثال ستة أطفال
خَمْسَة كُتُبِ
عَشرة بيوت
👈(۳)اعداد بالاتر از ۱۰ معدود اعداد بالاتر از ۱۰ به صورت «مفرد و منصوب» می آید:
.مثال عشرونَ صَفَاً
سَبعين مدرسةً
أحد عشر كوكباً
👈اعداد دورقمی:
به اعدادی مانند «۵۷،۳۴،۲۱» که از دو عدد تشکیل شده و بین آنها «و» است اعداد «معطوف میگویند.
برای نوشتن آنها به روش زیر عمل میکنیم
یکان + و + دهگان
مثال:
نود و شش: ←
ستة (یکان) و تسعون (دهگان)
پنجاه و چهار ← أربعة (يكان) و خمسون (دهگان)
⭕بررسی تست بالا:
◀️جواب: گزینه «۱»
خمس عشرة أُسرَةً ← گفتیم که معدود اعداد بالاتر از ۱۰ مفرد و منصوب میآیند پس «أسرة» به عنوان معدود عدد ۱۵، درست به کار رفته است.
🔵بررسی سایر گزینه ها:
👈گزینه (۲) واحداً سؤالاً (عدد) ۱ باید بعد از معدود بیاید سؤالاً واحداً: ۱ سؤال).
👈گزینه (۳): عشرون و أربع كتاباً تاریخیاً (گفتیم که در اعداد دورقمی یا معطوف، اول یکان و بعد دهگان می آید ← أربعة و عشرون كتاباً تاریخیاً: ۲۴ کتاب تاریخی).
👈گزینه (۴):«ثلاثینَ سَنواتٍ»: در اعدادی که بالاتر از ۱۰ ،هستن معدود به صورت مفرد و منصوب می آید:
« ثلاثينَ سَنَةً» : ۳۰ سال
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
💢از قدیم گفته اند هر گِردی، گردو نیست.
🛑 هر کلمه ای که بر وزن أَفعَل بياید، حتما که اسم تفضيل نیست چون ممکن است یکی از موارد زیر باشد: 👇👇
١) صفت مشبهة به معنی:
✅رنگ: أَزْرَق،زَرْقاء: آبی
أَحْمَر،حَمْراء:سرخ- أَبْیَض،بَيْضاء: سفید- أَسْوَد،سَوْداء: سیاه-
أَصْفر،صَفْراء: زرد،...
✅عيب: أَحْمَق،حَمْقاء:
ابله و نادان-
أَصَمّ،صَمّاء: کر-
أَعْمَی،عَمْياء: کور-
أَبْکَم،بَکْماء: لال،
أَعْوَج،عَوْجاء: کج
✅حُسن و زیبایی : أَزْهَر،زَهْراء: درخشان – أَحْوَر،حَوْراء: سفیدی چشم و سیاهیاش پر رنگ باشد. آهو چشم
٢) فعل ماضي باب افعال: أَحَبَّ: دوست داشت.
٣) متکلم وحده فعل مضارع: أَفْعَلُ: انجام می دهم.
۴) اسم: أَرْنَب، أَرْبَع
۵) فعل تعجب(ما+ أَفعَل+ مفعول): ما أَجْمَلَ مازَندَرانَ و طبيعَتَها! چه زیباست مازندران و طبیعتش
تست_ لای_نفی_جنس
🔴عين «لا» النافية للجنس:
(۱) الذي لا يعترف على جهله لا إنقاذ له من الجهل!
(۲)لا تعامل هذه المعلمة تلميذاتها جيداً فلا تحبّها التلميذات!
(۳) القول الذي لا يتبعه عمل لا خير فيه ولا ثواب!
(٤) لا يمتنع الإنسان عن أكل المواد السكرية إلا إذا أصيب بمرض السكرا
🙋♂️پاسخ: گزینه ۱
🟢در هنگام تشخیص لای نفی جنس مواظب مصدرها باشید؛ زیرا این کلمات با این که اسم هستند ولی ظاهر و معنی شان شبیه فعل است.
💠بررسی گزینه های:
👈در گزینه (۱) «لا» در «لا يعترف» از نوع «نافیه» بوده، ولی در «لا إنقاذ...»، «لا»ی نفی جنس داریم:
کسی که به نادانی خود اعتراف نمی کند، هیچ نجاتی برایش از نادانی نیست.».
دقت کنید که «إنقاذ» اسم (مصدر) است.
👈 در گزینه (۲)«لا» در «لا يتبعه»، نافیه بوده و دو حرف لای بعدی به معنای «نه» هستند.
👈دقت کنید که «خیر» و «ثواب» تنوین دارند و نمیتوانند اسم «لا»ی نفی جنس باشند.
«سخنی که به دنبالش عملی نباشد نه خیری در آن است و نه ثوابی.»
👈در گزینه (۳) «لا» در «لا تعامل» و «لا تُحبّ» هر دو نافیه هستند:
این معلم با دانش آموزان خود به خوبی رفتار نمی کند؛ پس دانش آموزان او را دوست ندارند.»
👈در گزینه (۴)«یمتنع» فعل بوده و «لا» نمیتواند «نفی جنس» باشد:
انسان از خوردن مواد قندی خودداری نمیکند مگر زمانی که به مرض قند دچار شود.»
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
1️⃣ لاء منفی (نافيه):
♦قبل از فعل مضارع می آید و آن را «منفی» می کند.
♦خودش هیچ تغییری در فعل مضارع ایجاد نمی کند.
«الطّلابُ لا یذهَبونَ إِلى المَدرَسَةِ»
دانش آموزان به مدرسه نمیروند.
2️⃣ لا نهى: (ناهيه، جازمه،النهی عن القیام بالعمل ):
♦ فعل مضارع بعد از خود را تغییر می دهد.(مجزوم می کند)
🟢ترجمه لای نهی: 👇
🟢 لا نهی + اوّل شخص و سوم شخص مضارع« فعلهای غیر مخاطب یعنی غایب و متکلم» ⬅️ نبايد + مضارع التزامی
مثال: ♦لا يَذهبوا: نباید بروند
♦لا نذهَبْ: نباید برویم
🟢 لا نهی + دومین شخص مضارع«فعل های مخاطب» ⬅️ امر منفی
مثال:
♦لا تذهبوا: نروید
🔴عين الخطأ:
(۱) إن تُرِد أن تُضمر شيئاً فاعلم أنه يظهر يوماً في فلتات لسانك و صفحات وجهك!
اگر بخواهی چیزی را پنهان کنی پس بدان که آن روزی در لغزشهای زبانت و همه جای چهره ات آشکار میشود.
(٢) كَبُرَ ظلماً أن تترك صديقك الذي كان يُساعدك في أصعب لحظات الحياة دائماً!
چه ستم بزرگی است که دوستت را که همیشه در سخت ترین لحظه های زندگی کمکت می کرد، رها کنی
(۳) كلما يتكلّم العُمّال حول مشاكلهم يتظاهرُ مُدير المصنع أنه لم يستمع إلى كلامهم:
هرگاه کارگران درباره مشکلات خودشان صحبت میکنند، مدیر کارخانه وانمود میکند که به صحبتشان گوش نداده است!
(٤) لهذا اللاعب دور مهم في تحقق التوازن بين الهجوم والدفاع في فريقنا المحبوب:
این بازیکن نقش مهمی در تحقق تعادل میان حمله و دفاع در تیم محبوبمان دارد!
♦پاسخ:👈 گزینه 2️⃣
بررسی موارد نادرست:👈 كَبُرَ ظلماً: ستم بزرگی است
❌ 👈آوردن لفظ «چه» اشتباه است
🙋♂️ نکته: 👈ساختار( كَبُرَت + اسم منصوب ) رو این مدلی ترجمه کن:
كَبُرَ : بزرگ شد (مضارع يَكْبُرُ)
مثال کتاب درسی: «كَبُرَتْ خیانَةً»
خیانت بزرگی است!»
كَبُرَ #صَغُرَ
حالا کتاب درسی از شکل «مؤنّث» این فعل (كَبُرَت) استفاده کرده ولی توی این تست از شکل «مذكّر» (كَبُرَ) استفاده شده که هیچ فرقی ندارند
اتفاقاً در کنکور( خارج ۱۴۰۲) هم در تست ترجمه از همین شکل مذکر استفاده کرده است.
⭕مدرس: دکتر همت دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
سوال:❓چرا به کلمه «مئة» یه «الف» اضافه شده و«مائة» ساخته شده، یا اینکه چرا به کلمهٔ «أولئك» یه «و» اضافه شده؟!
انگار قبل از وجود نقطه و همزه در زبان عربی، بسیاری از صحفیّین و متحدّثین «مئة» رو با «منه» اشتباه میگرفتند، به همین خاطر یه «ا» به «مئة» اضافه میکنند و «مائة» رو میسازند.
یا چون «ألئك» با «إلیك» اشتباه گرفته میشده، به همین خاطر یه «و» اضافه میکنند و «أولئك» رو میسازند.
🟢 تمامی اسمهای مبالغه» عربی یازدهم انسانی ویژه امتحانات نهایی و کنکور
- امّارة ← بسیار امرکننده
- طنّان ← مرغ مگس
- طيّار - خلبان
- تمّار ← خرمافروش
- رسّام - نقاش
- فتّاحة ← در بازکن
عَلّام، عَلامَة ← بسيار دانا
- فَهّامَة ← بسیار فهميده
- جَبّار ← ستمکارِ زورمند/جبران کننده
- فلاح، فَلاحَة ← كشاورز
- صَبّار ← بسیار بردبار
- غفار ← بسیار آمرزنده
- کذّاب ← بسیار دروغگو
- نظّارة ← عینک
- نقّار - دارکوب
- رزّاق ← بسیار روزی دهنده
- جوّال ← تلفن همراه
- خبّاز - نانوا
- خلاق ← بسیار آفریننده
- سيّارة ← خودرو
- حدّاد ← آهنگر
♦توجه ۱: وزن «فُعّال» را که اسم فاعل است و جمع مکسر، با وزن «فَعّال» اسم مبالغه که مفرد است، اشتباه نگیرید. مثال طلاب (طالب)، عُمّال (عامل)، رُكاب (راكِب)....
♦توجه ۲: «بَطاريَّة (باترى)» ، «عَلامَة (نشانه)»، «دُکّان ((مغازه)»، «تُفّاح (سیب)»، «رُمّان (انار)»، «دَوابٌ (چهارپایان)» اسم مبالغه نیستند.
#تست_ماز
- عين الصحيح:
(۱) يا صديقي العزيز؛ سامحني و اعلم أنني نادم على ما حدث!
ای دوست عزیزم به من اجازه بده و بدان که من به خاطر آنچه اتفاق افتاده پشیمان هستم
(٢) يُحكى أن هذه القرية الصغيرة شهدت نمواً جيداً جداً في السياحة! حكايت میکنند که این روستای کوچک رشد بسیار خوبی را در گردشگری شاهد بوده است!
(۳) قد تحدث الفرص الذهبيّة في الحياة للمرّة الواحدة فقط فأسرع إليها! گاهی این فرصتهای طلایی در زندگی فقط یکبار اتفاق میافتند پس به سویشان بشتاب!
(٤) علينا أن نعوذ بربنا الرحمن في كل الأعمال ونجتنب من صلاةٍ لا تُرفَعُ : ما باید در تمام کارها به پروردگار بخشنده مان پناه ببریم و از نمازی که بالا نمیرود دوری کنیم!
♦پاسخ: 👈گزینه 4️⃣
👈بررسی گزینه ها:
سامحني: مرا ببخش»
نکته به تشابه دو فعل زیر و تفاوتشان در ترجمه دقت کنید
ماضی «سمح» : 👈اجازه داد.
مضارع» يَسْمَحُ: اجازه میدهد
ماضی «سامح»:👈 بخشید»
مضارع: «يُسامح می بخشد»
يُحكی حکایت می شود انتهای آن به «ی» ختم شده وفعل « مجهول» است، نه« معلوم».
🟢نکته: فعل مضارعی که با « ُ» شروع می شود دو حالت دارد:
الف: انتهای آن «ی» بدون دو نقطه (زیرش باشد) «مجهول» است.
ب: انتهای آن «ي» با دو نقطه زیرش باشد «معلوم» است.
مثا: -يُعطى داده میشود (مجهول)
- يُعطي : می دهد (معلوم)
در گزینه (۴)👈«این» اضافی است.
🙋♂️ سؤال: آقا توی گزینۀ (٤) فعل «لا تُرفَعُ» مگه مجهول نیست؟ پس چرا توی ترجمه اش «شد» نیومده؟ مگه فعل مجهول با «شد» ترجمه نمیشد؟
🗣جواب سؤال خیلی خوبیه به نکته زیر دقت کن:
🔵نکته: برخی از فعلهای مجهول می توانند بدون مصدر «شدن» نیز ترجمه شوند.
مثال: «قُتِل کشته شد = به قتل رسید»
«يُعَدُّ محسوب می شود = به شمار می آید
نکته جالب اینه که کتاب درسی یازدهم ، همین فعل رو به دو شکل ترجمه کرده:
لا تُرْفَعُ بالا برده نمی شود (بالا نمی رود)
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
🔴 نکته: ساختار [«کادَ» + «مضارع»] به شکل های زیر ترجمه می شود:
👈(۱)-«نزدیک بود، چیزی نمانده بود + مضارع التزامی
👈(۲)«داشت + ماضی استمراری
🟢مثال: كاد صديقي يغرق في البحر:
✓دوستم نزدیک بود «چیزی نمانده بود» در دریا غرق شود
✓ دوستم داشت در دریا غرق می شد
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
🔴 دقت کنید که «الإثنين» را که روز دوشنبه است با عدد «الاثنین» (دو) اشتباه نگیرید:
♦ دو تفاوت مهم دارند:
.1️⃣در ساختار «الإثنين» (دوشنبه) «همزه» وجود دارد ولی در «الاثنین» همزه دیده نمیشود.
2️⃣ عدد «دو» غالباً به عنوان «صفت» یک اسم دیگر به کار میرود،
ولی «دوشنبه» صفت واقع نمی شود.
(۱) ترجمۀ ساختار ( بدأ + فعل مضارع):
الف) شروع کرد + مصدر
«بَدَأَ المُتفرّجونَ يَخرُجونَ»
تماشاگران شروع کردند به بیرون رفتن.
ب) شروع کرد + فعل مضارع التزامى
مثال: بَدَأَ المُتفرّجونَ يَخرُجونَ:
تماشاگران شروع کردند که بیرون بروند.
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
نکته: اسم تفضیل بر وزن «أَفعَی»، هرگاه به ضمیر مضاف شود، به شکل الف کشیده نوشته می شود.
مثال:
أَتْقَی+کُمْ+ أَتْقَاکُمْ
إنَّ أَکْرَمَــکُمْ عِندَ اللّٰهِ أَتـقـاکُمْ. گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شماست
✅ چند نکته از #اسلوب شرط 👇
💠 مدرس: دادرس
🔺نکته ۱ : اگر فعل شرط و جواب شرط، هردو ماضی باشند، در ترجمه هم می توانیم هردو را ماضی ترجمه کنیم و هم میتوانیم اولی را مضارع التزامی و دومی را مضارع اخباری ترجمه کنیم .
🔺 نکته ۲ : از میان أدوات شرط، " إذا " نمی تواند فعل مضارع را مجزوم کند و همچنین جوابِ شرطِ " إذا " نمی تواند به صورت جمله اسمیّه، بیاید.
🔺نکته ۳ : از میان أدوات شرط، فقط " إن " حرف است و بقیه، اسم هستند. پس به جز " إن " بقیه می توانند نقش بگیرند !
🔺 نکته ۴ : جواب شرط اگر به صورت جمله اسمیه باشد، یا فعل اَمر و نَهی (برای غایب و متکلّم) باشد، باید حرف " فَــ " به اوّل آن بچسبد.
🔺 نکته ۵ : فعل شرط و جواب شرط اگر ماضی باشد، ظاهرش مجزوم نمی شود (چون فعل های ماضی، مَبنی هستند) ولی إعرابشان "محلاً مجزوم می شود)
🔺 نکته ۶ : اگر در کنکور از شما خواستند، جواب شرطِ متفاوت را انتخاب کنید، بروید سراغِ جواب شرطِ جمله اسمیه ( فَ + اسم )
و جمله فعلیه ( بصورت فعل )
🔺نکته ۷ : اگر در کنکور، جواب شرط را آینده هم ترجمه کردند، اشکالی ندارد، چون گرایش به آینده هم دارد.
🟢تفاوت «صارَ» و «صَيَّرَ»:
♦صار: 👈 شد، گشت، گردید .از افعال ناقصه است و فاعل و مفعول ندارد.
♦صَيّرَ: 👈گرداند، قرار داد، و فاعل و مفعول دارد.
⬅️مثال: صارَ الجَو حاراً: هوا گرم شد.
⬅️صَيَّرَ الأرضَ بِهِ بَعدَ اِعْبِرارٍ خَضِرَةٌ :
زمین را به وسیلۀ آن بعد از غبارآلودگی سرسبز گرداند.
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
✅ نکات تکمیلی در ترجمه اسم تفضیل:
🟢وزن «أفْعَل» که گاهی به شکلهای «أفَلّ» و «أفْعَی» تغییر می کند در صورتی که اسم تفضیل باشد؛ با توجه به جایگاه آن در جـمله:
1️⃣حالت اول: أفْعَل، أَفَلَ، أَفْعَىٰ) + مِن » ترجمه با لفظ «تر»
مثال:
♦هو أكبر من صديقه:
او بزرگتر از دوستش است.
♦مًن أحَبُّ النّاسِ عند الله:
چه کسی در نزد خدا محبوبترینِ مردم است.
2️⃣حالت دوم: أفْعَل (أَفَلَ، أَفْعَى + مُضاف اليه «اسم یا ضمیر» 👈ترجمه با لفظ «ترین»
مثال:
♦ أحَبُّ عباد الله عند الله أنفعهم لعباده:
محبوبترین بندگان خدا نزد خدا سودمندترینشان برای بندگانش است.
3️⃣حالت سوم در غیر از دو حالت فوق ترجمه معمولاً با لفظ «تر» انجام می شود.
♦مثال: ذَهَبَتْ فاطمة الکُبری: فاطمه بزرگتر رفت
♦ذّهَبَ الاخُ الاکبرُ: برادر بزرگتر رفت
♦اللهُ اکبرُ: خدا بزرگتر است
💢مدرس: دکتر دادرس
🛑 وبلاگ "لغة القرآن"
http://hematdadras.blogfa.com/
✴️کانال لغة القرآن در تلگرام:
http://t.me/d5821
🛑پیج اینستاگرام : dr_hemmat_dadras
✅ جمع بندی نکات نکره و معرفه در #نظام جدید:
💠💠💠💠
🔴 نکره : اسمی است که به فرد یا شی ء نامشخص دلالت می کند.
مانند :
رأیت تلمیذاً : دانش آموزی را دیدم .
🔴معرفه : اسمی است که به فرد یا شی ء معلوم دلالت می کند .
مانند :
جاءَ عِلیٌّ : علی آمد
☑️💥 نکته : اسم نکره غالباً به یکی از سه صورت ترجمه می شود :
یک ⇦ کتاباً : یک کتاب
ی ⇦ کتاباً : کتابی
هر دو ⇦ کتاباً : یک کتابی
🔹🌱دقت ۱ : بحث معرفه و نکره مربوط به اسم هاست و نباید کلمات دیگر را در این زمینه وارد کنیم . البته مراقب مصدرها باشید چون همه مصدرها، اسم محسوب می شوند .
🔹🌱دقت 2 : اسم هایی که تنوین دارند ، اگر اسم عَلَم نباشند ، حتماً نکره اند .
🔹🌱دقت 3 : اسامی استفهام مانند ( مَن : چه کسی؟ ، ما : چیست ؟ ، مَتی : کی ؟ و .... ) و اسامی شرط مانند ( مَن ، ما ، اِذا و ... ) همگی نکره محسوب می شوند .
🔹🌱دقت 4 : اگر بعد از یک اسم ال دار ، موصول خاص بیاید و معنی #که بدهد ، آن اسم ال دار را شبیه نکره ها ترجمه می کنیم .
مانند :
رأیتُ المعلّم الذی یدرسُ اللغة العربیّة : معلمی را که زبان عربی تدریس می کرد ، دیدم .
🔹🌱دقت 5 : اگر در جمله ، اسم نکره بیاید و در جمله بعدی ، همان اسم با ال بیاید در ترجمه می توان ، کلمات « آن » یا « این » را برای اسم ال دار به کار برد :
رأیتُ افراساً . کانَتِ الافراسُ جَنبَ صاحِبِها : اسب هایی را دیدم . #آن اسب ها کنار صاحبشان بودند .
🔹🌱دقت 6 : ترجمه خبر وقتی #اسم نکره نباشد ؛
👈الف ) اگر خبرِ نکره ، صفت نداشته باشد ، خبر به شکل معرفه ترجمه می شود :
هُوَ تِلمیذٌ : او دانش آموز است / العلمُ کَنزٌ : دانش ، گنج است .
👈ب ) اگر خبرِ نکره ، صفت داشته باشد ، در ترجمه ، یا خبر به صورت نکره ترجمه می شود و یا صفتِ آن :
هٰذا کتابٌ مُفیدٌ : این ، کتاب مفیدی است / این ، کتابی مفید است .
👈ج ) اگر بعد از خبرِ نکره ، فعل بیاید ، خبر به شکلِ نکره ترجمه می شود :
شَجَرةُ النّفطِ شَجَرَةٌ یَستَخدِمُها المُزارِعونَ : درخت نفت ، درختی است که کشاورزان آن را به کار می گیرند .
👈د ) اگر خبرِ نکره ، همراه حرف جرّ « مِنْ » باشد و اسم تفضیل هم نباشد ، خبر به شکلِ نکره ترجمه می شود :
هُوَ طالِبٌ مِن طُلّابِ هذِهِ المَدرَسةِ : او دانش آموزی از دانش آموزانِ این مدرسه است .
➖➖➖➖
✅ 🌼معرفه :
1) اسم عَلَم ( خاص):
اسمی است که بر نام یک شخص یا یک چیز یا یک مکان شخص دلالت می کند.
مانند: کریم ، مکّه ، عراق
🔸🌹دقت 1 : به صورت قراردادی نام همه اشخاص را اسم عَلَم به حساب می آوریم هرچند آن شخص را نشناسیم .
🔸🌹دقت 2 : اگر یک اسم عَلَم به همراه یای نسبت #( ـِیّ ) به کار رود ، دیگر اسم عَلَم محسوب نمی شود . پس اسم هایی مانند « ایرانِیّ ، اصفَهانِیّ و .... » اسم عَلَم نیستند .
🔸🌹دقت 3 : گاهی اسم هایی هستند که اسم عَلم به نظر می رسند ولی اگر به معنای جمله دقت کنیم ، می فهمیم که یک اسم عادی هستند . مخصوصاً در مورد اسامی که در فارسی اسم اشخاص هستند ، باید بیشتر دقت کنیم چرا که می توانند صفت واقع شوند و عَلَم بودن را از دست بدهند .
عَلَینا اَن نُحاوِلَ لِإیجادِ مُجتَمعٍ سَعیدٍ : ما باید برای ایجاد جامعه ای #خوشبخت تلاش کنیم .
🔸🌹دقت 4 : در مورد خداوند تنها لفظ #اللّه ( که گاهی هم به صورت اللّهمّ می آید ) ، اسم عَلَم است و بقیه صفات خداوند را اسم عَلَم به حساب نمی آوریم . پس کلماتی مانند « رحمان ، رحیم ، اِلٰه ، رَبّ و .. » در مورد خداوند اسم علم نیستند .
🔸🌹دقت 5 : تنوین در اسم های عَلَم به منزله نشانه نکره بودن نیست و اگر اسم عَلَم تنوین داشته باشد ، بازهم معرفه است .
مانند : جاءَ عَلیٌّ ( معرفه به عَلَم )
2) معرفه به ( ال ) : اگر بر سر اسامی نکره ، حرف تعریف ( ال ) آورده شود این اسامی نکره ، تبدیل به معرفه می شوند.
مثال:
ال + بیت ( نکره ) ⇦البیت ( معرفه به ال )
♦️دقت 1 : اگر یک اسم عَلَم ، ال داشته باشد ، معرفه به ال نمی شود و بازهم معرفه به عَلَم است .
مانند :
جاء العَلیّ ( معرفه به عَلَم )
♦️دقت 2 : اگر حرف جرّ ( لـِ ) به یک اسم ال دار بچسبد ، به صورت « لِلْـ » ( بدون ا ) نوشته می شود
مانند :
لـِ + النّاس ⇦ لِلنّاس
سلام و عرض ادب خدمت همه همکاران و دانش آموزان ارجمند:
آغاز سال تحصیلی ۱۴٠۵-۱۴٠۴ را به همه شما سروران تبریک عرض میکنم. و سالی سرشار از آرامش و آسایش و موفقیت برایتان آرزو دارم.
مهرتان پر مهر 🌹
🙋♂️همکاران محترم، دانش آموز مسافر یادگیری است. این سفر را برایش دلپذیر و خوشایند نمایید به نحوی که دوباره دوست داشته باشد همسفر شما شود.
🟢 بخشی از عملکرد های یک معلم خوب:
1- خودتان را معرفی کنید. از سوابق، تحصیلات و تجربیات خود بگویید. این حس و اطمینان خاطر را در دانشآموزان به وجود آورید که در طول سال تحصیلی، حامی و در کنارشان هستید.
2- با آراستگی ظاهری در کلاس حاضر شوید، مرتب و خوش بو، باشید.
3- از دانش آموزان بخواهید خود را معرفی نمایند. در صورت تمایل میتوانید از علایق و توانمندیهایشان آگاه شوید.
4- از پرسیدن شغل پدر و مادر و ورود به حریم خصوصی خانواده خودداری کنید.
5- « تابستان را چگونه گذراندهاید » همواره سوژه مورد توجه میباشد. سعی کنید ورود به این موضوع باعث مقایسه بچهها، دل آزردگی و رنجش دانش آموزانی که تابستان خوبی نداشتهاند نشود.
6- اسامی شاگردانتان را به سرعت یاد بگیرید.
7-مشکلات انضباطی کلاستان را در خود کلاس حل کنید.
8-سعی کنید ویژگی های فردی شاگردانتان را بشناسید.
9-از شغلتان بدگویی نکنید.
10-به موقع و سر وقت در کلاس حضور یابید.
11-روش کار خود را توضیح داده و روشن سازی نمایید.
12-نشان دهید از تدریس و کار با آنها لذت می برید.
13-خوش برخورد و با حوصله و فروتن باشید و از مقررات خشک و خسته کننده دوری کنید.
14-دانش آموزان را به سوال کردن تشویق کنید.
15-در حضور دیگران دانش آموزان را سرزنش نکنید.
16-به وعده هایتان دقیقا عمل کنید.
17-با برنامه ریزی دقیق به کلاس وارد شوید.
18-به سوالات خصوصی دانش آموزان شکل عمومی دهید و سپس پاسخ دهید.
19-دانش آموزان را با هم مقایسه نکنید.
20-بر برنامه ریزی درستان مسلط باشید و از شیوه های نو برای تدریس استفاده کنید.
21-هر روز بر معلومات خود اضافه کنید و هیچ سوالی را بی پاسخ نگذارید.
22-بیشتر به ریشه های بد رفتاری توجه کنید نه خود بد رفتاری.
23-صمیمی باشید ولی جریان تربیتی را واژگون نکنید.
24-نبض کلاس را در دست داشته باشید.
26-سعی کنید نگاه مثبت، هیجان و انرژی لازم برای درس و مدرسه را در دانش آموزان به وجود آورید.
27-از بیان حرفها ومطالب منفی، ناامید کننده و دلسرد کننده پرهیز نمایید .
28- تحسین و تشویق عامل مهم در ایجاد ارتباط میباشد، این نکته را مورد توجه قرار دهید.
29-معلم پارسال را به خاطر مشكلات امسال مقصر ندانید، مقصر دانستن دیگران پاداشی ندارد. معلمان خوب به بهانه نیاز ندارند.
30-آن قدر متكبر نباشید كه از پاك كردن میز یا برداشتن آشغال از روی زمین خودداری كنید. در یك مدرسه خوب همه باید دست به كار شوند
31-هیچ گاه با دانش آموزان خود، داد و بیداد نكنید. و آنها را خصوصا در مقابل همسالان خود خجالت زده نکنید شما نمی توانید در این مواجهه پیروز شوید چه بسا حرمت خود را از هم از دست می دهید.
32-با مدیر و معاونین مدرسه همکاری کرده و در جهت پیشبرد فرایند آموزشی و تربیتی، روابط صمیمانه داشته باشید.
💠کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821
❇️ ترجمه فعلهای زیر رو با هم اشتباه نگیرید؛
💢 وَصَلَ یَصِلُ (ثلاثی مجرّد):
👈 رسیدن
♻️ أوصَلَ یُوصِلُ (باب إفعال):
👈 رساندن
♻️ واصَلَ یُواصِلُ (باب مُفاعَلَة):
👈 ادامه دادن
♦♦♦♦
💢 دَرَسَ یَدرُسُ (ثلاثی مجرّد):
👈 درس خواندن
♻️ دَرَّسَ یُدَرِّسُ (باب تفعیل):
👈 درس دادن، تدریس کردن
♦♦♦♦♦
💢 جَلَسَ یَجلِسُ (ثلاثی مجرّد):
👈 نشستن
♻️ أجلَسَ یُجلِسُ (باب إفعال):
👈 نشاندن، نشانیدن
💢 جالَسَ یُجالِسُ (باب مُفاعَلَة)؛
👈 همنشینی کردن
♦♦♦♦♦♦
💢 رَجَعَ یَرجِعُ (ثلاثی مجرّد):
👈 برگشتن
💢 أرجَعَ یُرجِعُ (باب إفعال)؛
👈 برگرداندن
♻️ راجَعَ یُراجِعُ (باب مفاعلة)؛
👈 مراجعه کردن، دوره کردن
💢 اِستَرجَعَ یَستُرجِعُ (باب استفعال)؛
👈 پس گرفتن
♦♦♦♦♦♦
💢 نَزَلَ - یَنزِلُ (ثلاثی مجرّد)؛
👈 نازلشدن، فرود آمدن، پیادهشدن
♻️ أنزَلَ - یُنزِلُ (باب إفعال)؛
👈 نازل کردن
💢 نَزَّلَ - یُنَزِّلُ (باب تفعیل)؛
👈 نازل کردن
🔸(أنزَلَ یُنزِلُ / نَزَّلَ یُنَزِّلُ) با (أرسَلَ یُرسِلُ) میتوانند مترادف باشند.
♦♦♦♦♦♦
💢 خَرَجَ - یَخرُجُ (ثلاثی مجرّد)؛
👈 خارج شدن، بیرون رفتن
♻️ أخرَجَ - یُخرِجُ (باب إفعال)؛
👈 درآوردن، اخراج کردن، بیرون کردن
💢 تَخرَّجَ - یَتَخَرَّجُ (باب تفعُّل)؛
👈 دانشآموخته شدن، فارغالتخصیل شدن
♻️ اِستَخرَجَ - یَستَخرِجُ (باب اِستِفعال)؛
👈 استخراج کردن، بیرون آوردن
🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢
🔸به این مثالها و نحوه ترجمه فعلهای آن دقت کنید؛
✔️ خَرَجَ أخي قبلَ ساعتَین مِن البیت؛
برادرم دو ساعت پیش از خانه بیرون رفت.
✔️ مَن ذا الّذي یُخرِجُ الثّمرةَ مِن الأشجار؟؛
این کیست که از درختان میوه را در میآوَرَد؟
✔️ تَخَرَّجَ أخي قبلَ سنَتَینِ مِن الجامِعة؛
برادرم دو سال پیش از دانشگاه فارغالتحصیل شد.
✔️ استخرَجَ الفلّاحونَ ماءََ مِن بئرِ القریة؛
کشاورزان از چاه روستا آبی را استخراج کردند.
♦♦♦♦♦♦
مثال؛
- جلستُ تحتَ الشّجرة؛
زیر درخت نشستم.
- أجلَسَ أبي الضّیفَ عندَه:
پدرم مهمان را کنار خود نشاند (نشانید).
- جالِسْ مَن یَنفعُك بعلمِه؛
با کسی که با دانشش به تو میرساند، همنشینی کن.
♦♦♦♦♦♦
✔️ أنزَلَ اللهُ المَطَرَ مِنَ الغَیمِ:
خدا باران را از ابر نازل کرد.
✔️ الغَیمُ بُخار مُتراکِم یَنزِلُ مِنه المطرُ:
ابر بخار متراکمی است که از آن باران نازل میشود (فرود میآید، میبارد).
✔️ إنّا أنزلنا القرآنَ في ليلةِ القدر؛
همانا ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.
✔️ قَد نَزَّلَ اللهُ هذا القرآنَ لهدایة الإنسان؛
خدا این قرآن را برای هدایت انسال نازل کرده است.
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821
🔴 دقت کنید که «الإثنين» را که روز دوشنبه است با عدد «الاثنین» (دو) اشتباه نگیرید:
♦ دو تفاوت مهم دارند:
.1️⃣در ساختار «الإثنين» (دوشنبه) «همزه» وجود دارد ولی در «الاثنین» همزه دیده نمیشود.
2️⃣ عدد «دو» غالباً به عنوان «صفت» یک اسم دیگر به کار میرود،
ولی «دوشنبه» صفت واقع نمی شود.
✍ تهیه و تنظیم از طرف ⤵️
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821
ترکیب اضافی:( مضاف و مضاف الیه)
كتاب علىٍّ: کتاب علی
بَابُ الْمَدْرَسَتَيْنِ: در دو مدرسه
كِتَابُ الْمُسْلِمِيْنَ: کتابِ مسلمانان
در موارد فوق اسم اول را مضاف و اسم دوم را مضاف الیه می.نامیم
مضاف متعلق به مضاف الیه است هیچگاه ترتیب مضاف + مضاف الیه تغییر نمیکند.
از نظر معنا:
مضاف و مضاف الیه هر دو اسم هستند و معنای وصفی ندارند.
♦نکات مضاف:
1️⃣«اسم» است؛ یعنی «فعل» و «حرف» نیست
2️⃣هیچگاه «ال» نمی گیرد.
3️⃣ هیچگاه تنوین نمی گیرد.
4️⃣«اسم های علم»«اسم های اشاره»، موصول» و «ضمایر»« اسمهای شرط»،« اسمهای استفهام»
«اسم الـ دار» ـ« اسم تنوین دار» هرگز نمیتوانند «مضاف» واقع شوند ، یعنی بعدشان مضاف الیه بیاید، البته این اسمها خودشان میتوانند مضاف الیه باشند.
پس در ترکیباتی مانند
«ذلک الکتاب» ـ« انت الحاکم» ...
اسم دوم مضاف الیه نمی باشد.
5️⃣هیچگاه «ن مثنی و جمع مذکر سالم نمی گیرد. یعنی اسمهای جمع مذکر سالم و مثنی که دارای (ون، ان، ین) هستند هرگاه مضاف واقع شوند، حرف «ن» از آخر آنها حذف می شود،
مثال:
🔽مُسلِمُونَ + العالَم ← مُسلِمُو العالم
مسلمانان جهان
🔽 كِتَابَانِ + التلميذ ← كِتَابَا التلميذ
دو کتاب دانش آموز
🔽فلاّحون + القریة : فلاّحو القریةِ .
🔽والدان ِ + ک: والداکَ
🔽مائتین+ کیلومتر: مائتی کیلومتر.
♦نکات مضاف اليه:
ا1️⃣مضاف الیه همواره مجرور است یعنی حرکت حرف آخر آن یکی از این موارد است
👈اگر مفرد جمع مکسر یا جمع مؤنث سالم باشد .—ٍِ
👈اگر مثنی باشد « ينِ»
👈اگر جمع مذکر سالم باشد« ینَ»
مثال:
«مَكْتَبَةُ كُتُبٍ»کتابخانه کتابها
«حَدِيقَةُ الْحَيَوَانَاتِ» باغ وحش
کتاب المعلمینَ
✅مضاف الیه میتواند «ال» «تنوین» و «ن مثنی و جمع مذکر داشته یا نداشته باشد ولی نبود اینها فقط در مضاف شرط است. یعنی مضاف هیچ گاه نمی تواند ««ال» «تنوین» و «نون مثنی و جمع مذکر» داشته باشد.
❎به عنوان یک راه تستی میتوان گفت اگر دو اسم با هر ترکیب شده بودند و اولی« ال» نداشت و دومی« ال» داشت این ترکیب اضافی خواهد بود! «اسم الاسم»
✍ تهیه و تنظیم از طرف ⤵️
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821
✅انواع مفعول مطلق:
1️⃣تاکیدی :
♦فعل+ ...+مصدر های بدون وابسته( صفت،مضاف.الیه)
مثال: کلّم الله موسی تکلیماً
نزّل القران تنزیلاً.
2️⃣.نوعی:
♦فعل + مصدر + ( صفت،مضاف الیه):
کلّم الله موسی تکلیماً جمیلاً.
آمنت بالله ایمانَ المومنین.
🟢نکته:
مواردی که مفعول مطلق تاکیدی می شود نه نوعی:
1️⃣ آمدن حروف( ف،و،أ،لِ، حتی و...) بعد از مصدر:
تکلّمتُ مع طلابی تکلّماً حتی یتقدَّموا فی الحیاة.
2️⃣جواب شرط بودن فعل بعد از مصدر:
من یجتهد فی الدورس اجتهاداً ینجح فی حیاته.
3️⃣ حال بودن اسم بعد از مصدر:
اِبتعد عن المعاصی اِبتعاداً خائفاً من العقاب
💠مدرس: دکتر دادرس
🟢معادل کلمات تشبیهی در عربی:
در زبان عربی موارد زیر تشبیه را میرسانند:
1️⃣ با کلمه " مثل"
: علی مثل الاسد .علی مانند شیر است .
2️⃣با فعل یشبه و مشتقات آن :
علیٌ یُشبه الاسدَ : علی شبیه شیر می باشد .
3️⃣ ک : از حروف جر است و معنای اصلی آن «مانند، همانند، همچون» میباشد.
علی کالاسد: علی مانند شیر است.
4️⃣ کأنَّ : که از حروف مشبهة بالفعل است که بر سر اسم یا ضمیر واقع می شود.
كأَنَّـهن الياقوت و المرجان
انان مانند ياقوت و مرجان هستند.
5️⃣ مفعول مطلق نوعی مضاف الیه دار :
«استغفرتُ الله استغفارَ الصّالحینَ »
همچون درستکاران از خدا طلب آمرزش کردم.
6️⃣ کما: (مانند، همانطورکه)« کاف تشبیه + مای موصول»
«أحسِن الی النّاس کما أحسَنَ اللهُ الیک»
به مردم نیکی کن همانطوری که خدا به تو نیکی کرده است.
💠 مُدرّس: دکتر همت دادرس
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821
🟢انواع لا:
1️⃣ لاء جواب:
♦برای پاسخ منفی به یک پرسش به کار میرود.
♦معمولا جمله قبل آن با «هَلْ» یا « مورد پرسش قرار گرفته است.
♦معنای «نه» میدهد.
مثال:
_ هَل أَنتَ مِن مَشهَد؟ لا، أنا من اردبیل
- أ أنت فعلت هذا؟ لا، أنا لَم أَفْعَلْ
2️⃣ لاء (نافيه):
♦قبل از فعل مضارع می آید و آن را منفی می کند.
♦خودش هیچ تغییری در فعل مضارع ایجاد نمیکند.
♦-در ترکیب های «آلّا، کيْلا، لِكَيْلا، إِنْ لا، حَتَّى لا» «لا» از نوع لا نفی است.
- لا نَذْهَبُ إِلى المَدرَسَةِ.
- عَلَيكُم أَلا تَكتُبُوا شَيئاً عَلَى السَّبُورَةِ.
3️⃣ لا نهى (ناهيه):
♦ قبل از فعل مضارع می آید و معنای نهی از کاری می دهد.( امر منفی)
♦ فعل مضارع بعد از خود را تغییر می دهد. مجزوم می کند.
- «لا تَقُلْ ما لا تَعلَمُ». .
- «لا تَسُبّوا معبوداتِ المُشركين».
4️⃣ لا نفى جنس:
♦بعد از آن یک اسم نکره بدون تنوین میآید که حرکت فتحه ( —َ ) دارد.
♦معنای «هیچ» میدهد
- لا شكرَ عَلَى الوَاجِبِ
5️⃣ لاعطف:
♦معنای «نه» میدهد و معمولا بعد از آن اسم می آید.
- رأيت طالباً لا معلماً في الصف.
مدرس: دکتر همت دادرس
♦معادل «تنها و فقط» در عربی:
1️⃣«إنّما» که معمولا، قسمت دوم را مورد حصر قرار میدهد. مثال:
«انّما اکل سعید تفاحا:»
سعید فقط یک سیب خورد.
«انما اکل تفاحا سعیدُُ»
. فقط سعید ، یک سیب خورد.
2️⃣«إلّا» در عبارت منفی و پرسشی که مستثنی منه در آنها محذوف است.
ما الحياة الدنيا إلّا لعب و لهو
زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است.
3️⃣وجود لفظ «فقط»
الطالب فقط اکل الطعام
فقط دانش آموز غذا را خورد.
4️⃣جارو مجرور اول جمله فعلیه ( یعنی جار و مجرور اول جمله + فعل یا اسم معرفه)
علی الله توکّلنا
تنها بر خدا توکل کردیم
«الی الله المصیر» : بازگشت فقط به سوی خداست
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821
1️⃣دقت کنیم که حال را به صورت صفت ترجمه نکنیم.
🔹شاهدوا أصنامهم مکسرة
بتهایشان را , شکسته شده دیدند.
🔹شاهدوا أصنامهم المکسرة
بتهای شکسته شده شان,را دیدند.
👈مکسرة در جمله اول «حال» است
👈و در جمله ی دوم صفت
2️⃣ تطابق حال با مرجع حال از نظر جنس و تعداد و جایگاه این مطابقت در ترجمه «حال »
یعنی «حال» در ترجمه هم بسیار موثر است و باید مطابق با «مرجع آن؛ صاحب حال، ذوالحال» ترجمه شود.
♦شاهدنا الام فرحةً
⬅️با شادمانی مادر را دیدیم نادرست
⬅️مادر را شادمان دیدیم درست
«حال» به مادر بر میگردد زیرا که مونث است.
♦شاهدنا الأم فرحين
⬅️مادر را شادمان دیدیم نادرست
⬅️با شادمانی مادر را دیدیم درست
✴️کانال لغة القرآن (دکتر همت دادرس)
http://t.me/d5821